63 (1297)

آنچه باید در ساختن خانه ها بدانیم مقاومت هر سازه در برابر زلزله به دو عامل اساسی بستگی دارد: یکی نوع ساخت سازه و به کارگیری اصول و قوانین مهندسی در طراحی و اجرای آن و دیگری بزرگی و قدرت زلزله در سالهای اخیر از طریق رسانه های گروهی هر چند وقت یک بار خبری در مورد روش های ابداعی مهندسان سازه برای مقاوم سازی ساختمان ها یا ساخت سازه های مقاوم در برابر زلزله شنیده می شود؛ شیوه هایی مثل قرار دادن ساختمان روی بلوک های لغزشی، حفر کانال های بسیار بزرگ در اطراف فونداسیون ها (پی ها)، معلق کردن ساختمان از زنجیر(!)، آویزان کردن پاندول های بزرگ از سقف و.... نکته قابل تامل در مورد این راهکارها، تقریبا غیر عملی بودن آنها با توجه به وضعیت ساخت وساز در کشوری مثل ایران آنهم در مقیاس وسیع است. البته نه تنها در ایران بلکه در اکثر کشورها این کار تا حدود زیادی نشدنی است و اگر هم قابلیت اجرایی داشته باشند بسیار هزینه بر بوده، برای تمام ساختمان ها قابلیت اجرایی ندارند. در کنار این روش ها، کارهایی مثل استفاده از جدا سازها، میرا کننده ها و جذب کننده های انرژی (قرار دادن فنرهای پلاستیکی ویژه یک یا چند لایه در پی ساختمان) برای کاهش خسارات و تلفات، عملی تر به نظر می رسد. با توجه به توضیحات فوق، در حال حاضر بهترین راه حل یافتن شیوه هایی برای بهبود روند ساختمان سازی کنونی است. یعنی با تغییراتی چند در روش های اجرایی و صد البته با انجام کارها بر اساس ضوابط و آئین نامه ها از ابتدا تا اتمام کار اجرایی پروژه ها، می توان به نتایج بسیار بهتری دست یافت.مقاومت هر سازه در برابر زلزله به دو عامل اساسی بستگی دارد: یکی نوع ساخت سازه و به کارگیری اصول و قوانین مهندسی در طراحی و اجرای آن و دیگری بزرگی و قدرت زلزله. نوع، کمیت و کیفیت مصالحاز این دیدگاه ساختمان ها به طور کلی به چهار دسته ساختمان های فولادی، بتنی، ساختمان های با مصالح بنایی (آجری) و ساختمان های چوبی تقسیم می شوند. با توجه به کاربرد بیشتر و به روز بودن ساخت سازه های بتنی و فولادی در عصر حاضر، قوانین موجود در زمینه ساخت این دو نوع سازه را بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم. سازه های بتنی و فولادی اگر براساس اصول مهندسی و ضوابط و آئین نامه های اجرایی موجود ساخته شوند، تفاوت آنچنانی از نظر مقاومتی با هم ندارند. با یادآوری این نکته که، فولاد در برابر حرارت و مواد شیمیایی نسبت به بتن مقاومت کمتری دارد (آتش سوزی و ذوب شدن، زنگ زدگی، پوسیدگی و...). در زلزله هر چه اعضای سازه شکل پذیرتر و انعطاف پذیرتر باشند، خسارات مالی و جانی وارده کمتر خواهدبود. برای این کار بهتر است از فولاد کم کربن، جوش پذیر و دارای شکل پذیری بالا استفاده شود. البته صرفا فولادی بودن یک سازه تضمینی بر مقاومت آن در برابر زمین لرزه نیست. به عنوان مثال برج 20 طبقهPinot Suarez که یک برج فولادی بود در زلزله سال 1985 مکزیکوسیتی، کاملا فرو ریخت. بنابراین مقاومت بالای سازه های فولادی مستلزم اجرای اتصالات و جوش ها و سایر مولفه های اجرایی آنها، به طور کاملا علمی و فنی و بر اساس آئین نامه های ملی و بین المللی موجود است. باد بندها در ساختمان های فولادی، بادبندها بعد از تیر و ستون و در موقع زلزله و باد حتی می توان گفت بیش از آنها دارای اهمیتند و عامل بسیار مهمی برای مقاومت در برابر زلزله و بارهای جانبی دیگرهستند. انواع باد بندهای هم مرکز و خارج از مرکز، به اشکال مختلف vو v معکوس و ضربدری (X) مورد استفاده قرار می گیرند. بادبندهای X برای مقابله با باد کاربردی ترند تا در برابر زلزله و در برابر بارهای متناوب از شکل پذیری کمتری برخوردارند، زیرا که در این نوع بادبندها در هنگام وارد شدن نیروهای جانبی، همواره یک عضو مورب آن در کشش و دیگری در فشار است و این باعث شکست آنی یا اصطلاحا شکست ترد می شود . طراحی و اجرای بادبندها باید با نهایت دقت و بر اساس اصول و قوانین مهندسی خصوصا در مورد محل قرارگیری خود بادبندها، نوع و اندازه پروفیل مصرفی، مقدار و نوع و طول جوش ها، نوع درز جوش و... صورت گیرد. تیر و ستون های بتنی بتن مسلح بتنی است که در آن برای مقاومت و شکل پذیری بیشتر در قدیم از مواد و الیافی طبیعی مثل موی اسب، بز و در عصر حاضر از فولاد (اکثرا میلگرد یا سیم های ضخیم و...) یا از الیاف مصنوعی استفاده می شود. در اجرای این نوع اعضا رعایت نکات زیر الزامی است:بکار بردن میزان آرماتور در حد مورد نیاز طبق نقشه نه بیشتر و نه کمتر، فاصله گذاری مناسب بین آرماتورها، عدم استفاده از میلگردها و مسلح کننده های زنگ زده و آغشته با گرد و خاک یا هر ماده دیگر، برس کشیدن آرماتورها قبل از بتن ریزی و تمیز کردن آنها، استفاده از بتن با عیار (مثلا بتن با عیار 350 یعنی بتنی که در هر متر مکعب آن که در حدود 4/2 تن وزن دارد میزان سیمان مصرفی 350 کیلوگرم است) سیمان خواسته شده طبق نقشه اجرایی، رعایت زمانبندی بتن ریزی، استفاده از سیمان با تیپ بندی متناسب با شرایط محیطی محل احداث سازه و نیز متناسب بامقاومت خواسته شده، استفاده از سنگدانه ها (شن و ماسه )با دانه بندی مناسب و درصد اختلاط صحیح و نهایتا استفاده از آب مناسب بتن ریزی. زیرا هر آبی که املاح آن از حد طبیعی بیشتر یا کمتر باشد برای بتن ریزی مناسب نیست و بتن ساخته شده با آن مقاومت مطلوب را نخواهد داشت. بهترین آب برای ساخت بتن، آب آشامیدنی و قابل شرب است. یک بتن ایده آلبتن مصالحی است متشکل از سنگدانه (شن وماسه حدودا 70 درصد) و مابقی آب و سیمان است. بتن بعد از 28 روز به حدود 90 درصد از مقاومت نهایی خودمی رسد و هر آن به مقاومت آن افزوده می شود تا به مقاومت کامل خود برسد.برای دستیابی به یک بتن ایده آل باید نسبت آب به سیمان مناسب بوده، دانه بندی استاندارد و مقاومت و سختی کافی سنگدانه ها (شن وماسه) و مخلوط کردن آنها با نسبت های تعیین شده نیز باید بر اساسدستور العمل های موجود باشد. استفاده از نوع سیمان (تیپ 1،۲، ۳، 4،۵، ضد سولفات) متناسب با شرایط محیطی و مقاومت مورد نیاز مهمترین عامل در کیفیت بتن است، متراکم کردن کامل و هواگیری بتن در هنگام بتن ریزی به کمک لرزاندن بتن در مدت زمان معین برای خروج آب و حباب اضافی بتن و جلوگیری از تخلل (حفره حفره شدن) بتن و در نتیجه کاهش مقاومت آن بعد از گیرش بتن نتیجه ای بی نقص را به همراه خواهد داشت. شکل هندسی نقشه ساختمانیک سازه مقاوم در برابر زلزله دارای نقشه ساده، متقارن وبدون کشیدگی در سطح(پلان) و ارتفاع (نما و مقاطع عرضی) است؛ چنین سازه ای دارای توزیع مقاومت یکنواخت و پیوسته بوده، در برابر زلزلهمقاوم تر است. هرچه نقشه یک ساختمان ساده تر باشد، باعث قدرت بیشتر مهندسان در درک رفتار لرزه ای سازه از یک طرف و از جهت دیگرکسب اطلاعات بیشتری از رفتار دینامیکی (حرکتی) اتصالات آن می شود. بهترین شکل پلان به صورت مربع یا اشکال منظم هندسی نزدیک به آن (مثلا مستطیلی) است. نقشه های دایره ای هم مناسبند. نقشه هایی که شمای کلی آنها بصورت (L - صلیبی - U - H -T) هستند، نامناسب بوده، محاسبات این سازه ها که دارای نقشه های کشیده هستند، پیچیده تر از دیگر ساختمان هاست ..و حتما باید از درز زلزله استفاده شود ارتفاع ساختماننسبت ارتفاع (h ) به عرض (b) ساختمان نباید از 4 تجاوز کند. اگر این نسبت بین 4 تا 6 باشد حالت بحرانی داشته، هر چه این نسبت بیشتر شود احتمال واژگونی و از جا کنده شدن ساختمان وجود دارد. حتی الامکان باید سعی شود که تمام طبقات دارای ارتفاع یکسان و یکنواخت بوده و در ساختمان طبقات با ارتفاع غیر معمول کوتاه یا بلند نداشته باشیم. پرهیز از داشتنتراز های دو قسمتی در ساختمان و ساخت باز شوها در دیافراگم ها (منظور از دیافراگم صفحه ای است فرضی که نقاط مقاوم را به هم متصل می کند تا به صورت یکپارچه عمل کرده و در برابر نیروها مقاومت کنند. عمده ترین دیافراگم ها در ساختمان ها سقف طبقات هستند که باعث عملکرد همزمان و هم جهت تیر ها و ستون ها و به طور کلی عمل کردن همزمان تمام اجزای طبقه و نهایتا کل سازه می شوند) نیز امری ضروری است. شرایط زمین محل احداثاگر ناگزیر به ساخت در یک زمین با نقشه نامنظم باشیم، با ایجاد درز انقطاع (جدا کننده) با عرض مناسب پلان را به شکل های منظم هندسی تقسیم می کنیم تا هم اجرا راحت و اصولی تر باشد و هم ازضربه زدن ساختمان های مجاور به همدیگر در هنگام زلزله جلوگیری شود. دوری از احداث سازه روی سطوح شیب دار یا تپه ها، از مواردی است که می تواند ما را به ساخت سازه ای مقاوم رهنمون شود. البته ساخت وساز در اینگونه مکان ها هم ضوابط خاص خود را دارد ‍؛ از جمله قرار دادن عناصر مقاوم مرکز سختی در پایین شیب. پی سازی اجرای فونداسیون ساختمان باید به طور کاملا فنی و دقیق روی زمین با مقاومت کافی و کنترل شده، باخاک کاملا متراکم و دارای دانه بندی و جنس مطلوب باشد، تا احیانا مسئله نشست و لغزش در پی رخ ندهد. به جرات می توان گفت که خرابی در فونداسیون ساختمان ها، همواره به سبب گسیختگی خاک زیر آن صورتمی گیرد و واژگونی در اثر بلندشدن پی بندرت پیش می آید.در انتها، شایان ذکر اینکه، اگرچه ممکن است برای مالکان ،پیمانکاران ، سازندگان و شرکت های بیمه از نظر هزینه های اجرایی، تفاوت چندانی بین فروریختن کامل یا آسیب دیدگی جزئی سازه وجود نداشته باشد که منجر به عدم کارایی آن شده که نیاز به تخریب کامل و جایگزینی داشته باشد، ولی برای ساکنان ساختمان ها این تفاوت بسیار حیاتی و در واقع مرز بین زندگی و مرگ است.بنابراین، رعایت نکات فوق هر چندکه نتواند مانع آسیب دیدگی جزئی ساختمان ها شود ولی، اگر از تخریب صد در صد آنها جلوگیری کند، در این صورت بازهم در کارمان موفق بوده ایم و تا حدودی به اهدافمان رسیده ایم.... ولی مسلم بدانید که، در پیش گرفتن مسیر رعایت قوانین و مقررات و بندهای آئین نامه های اجرایی به یک جا ختم می شود و آن جایی است که با ساخت سازه های مقاوم در برابر زمین لرزه و سایر نیروهای خارجی و داخلی وارد بر ساختمان ها، تلفات و خسارات جانی و مالی، تا حد بسیار زیادی کاهش پیدا خواهد کرد...، امید آن داریم که چنین شود. مراحل ساخت فنداسیون ساختمانهای اسکلت فلزی : اجرای فونداسیون ساختمان باید به طور کاملا فنی و دقیق روی زمین با مقاومت کافی و کنترل شده، باخاک کاملا متراکم و دارای دانه بندی و جنس مطلوب باشد، تا احیانا مسئله نشست و لغزش در پی رخ ندهد. به جرات می توان گفت که خرابی در فونداسیون ساختمان ها، همواره به سبب گسیختگی خاک زیر آن صورت می گیرد و واژگونی در اثر بلندشدن پی بندرت پیش می آید.در انتها، شایان ذکر اینکه، اگرچه ممکن است برای مالکان ،پیمانکاران ، سازندگان و شرکت های بیمه از نظر هزینه های اجرایی، تفاوت چندانی بین فروریختن کامل یا آسیب دیدگی جزئی سازه وجود نداشته باشد که منجر به عدم کارایی آن شده که نیاز به تخریب کامل و جایگزینی داشته باشد، ولی برای ساکنان ساختمان ها این تفاوت بسیار حیاتی و در واقع مرز بین زندگی و مرگ است. بنابراین، رعایت نکات فوق هر چندکه نتواند مانع آسیب دیدگی جزئی ساختمان ها شود ولی، اگر از تخریب صد در صد آنها جلوگیری کند، در این صورت بازهم در کارمان موفق بوده ایم و تا حدودی به اهدافمان رسیده ایم.ولی در پیش گرفتن مسیر رعایت قوانین و مقررات و بندهای آئین نامه های اجرایی به یک جا ختم می شود و آن جایی است که با ساخت سازه های مقاوم در برابر زمین لرزه و سایر نیروهای خارجی و داخلی وارد بر ساختمان ها، تلفات و خسارات جانی و مالی، تا حد بسیار زیادی کاهش پیدا خواهد کرد. برای اجرای یک پروژه اسکلت فلزی نخست ساخت پی مناسب است که در کلیه پروژه ها تقریبا" یکسان اجرا می شود ، باید توجه داشت که از قبل نقشه فنداسیون را روی زمین پیاده کرد وبرای پیاده کردن دقیق آن بایستی جزئیات لازم در نقشه مشخص گردیده باشد . از جمله سازه به یک شبکه متشکل از محورهای عمود بر هم تقسیم شده باشد و موقعیت محورهای مزبور نسبت به محورها یا نقاط مشخصی نظیر محور جاده ، بر زمین بر ساختمان مجاور وغیره تعیین شده باشد. ترسیم مقاطع ونوشتن رقوم زیر فنداسیون ، رقوم روی فنداسیون ، ارتفاع قسمت های مختلف پی ، مشخصات بتن مگر ، مشخصات بتن ، نوع وقطر وطول کلی که برای بریدن میلگردها مورد نیاز است باید در نقشه مشخص باشد . قبل از پیاده کردن نقشه روی زمین اگر زمین ناهموار باشد یا دارای گیاهان ودرختان باشد باید نقاط مرتفع ناترازی که مورد نظر است برداشته شود ومحوطه از کلیه گیاهان وریشه ها پاک گردد پس از این مرحله برای پیاده کردن نقشه فنداسیون اسکلت فلزی بایستی شمال جغرافیایی نقشه را با جهت شمال جغرافیایی محلی که قرار است پروژه در آن اجرا شود ، منطبق نمائیم که به این کارتوجیه نقشه می گویند . پس از این کار ، یکی از محورها را (محورطولی یا عرضی) که موقعیت آن روی نقشه مشخص است ، بر روی زمین ،حداقل با دومیخ در ابتدا وانتها پیاده می کنیم که به این امتداد محور مبنا گفته می شود . حال سایر محورهای طولی وعرضی را از روی محور مبنا به وسیله میخ چوبی یا فلزی روی زمین مشخص می کنیم . برای خاکبرداری محل فنداسیون ها به ارتفاع خاکبرداری نیازمندیم و در صورتی که اگر زمین دارای پستی وبلندی جزئی باشد باید نقطه ای به صورت مبنا در محل کارگاه مشخص شودکه این نقطه بوسیله بتن ومیلگرد در نقطه ای که دور از آسیب باشد ساخته می شود . نکات فنی واجرایی مربوط به گودبرداری (خاکبرداری) : داشتن اطلاعات اولیه از زمین ونوع خاک از قبیل : مقاومت فشاری نوع خاک بویژه از نظر ریزشی بودن ، وضعیت آب زیر زمینی ، عمق یخبندان وسایر ویژگیهای فیزیکی خاک که با آزمایش از خاک آن محل مشخص می شود ، بسیار ضروری است . در گودبرداری پی هنگام اجرای زیرزمین ممکن است جداره ریزش کند یا اینکه زیر پی مجاور خالی شود که با وسایل مختلفی باید شمع بندی وحفاظت جداره صورت گیرد . بطوریکه مقاومت کافی در برابر بارهای وارده داشته باشد .یکی از راه حلهای جلوگیری از ریزش خاک وپی ساختمان مجاور ، اجرای جزءبه جزء است که ابتدا محل فنداسیون ستونها اجرا شود و درمرحله بعد ، پس از حفاری تدریجی ، اجزای دیگر دیوار سازی انجام گیرد .  نکات فنی واجرایی مربوط به خاکریزی وزیرسازی فنداسیون : چاههای متروکه با شفته مناسب پر می شوند و در صورت برخورد محل با قنات متروکه ، باید از پی مرکب یا پی تخت استفاده کرد یا روی قنات را با دال بتن محافظ پوشاند . ـ از خاکهای نباتی برای خاکریزی نباید استفاده کرد .ضخامت قشرهای خاکریز برای انجام تراکم 15 تا 20 سانتی متر است . برای انجام تراکم باید مقداری آب به خاک اضافه کنیم وبا غلتک های مناسب آن را متراکم نماییم . البته خاکریزی وتراکم فقط برای محوطه سازی وکف سازی است وخاکریزی زیر فنداسیون مجاز نمی باشد . ـ در برخی موارد ، برای حفظ رقوم زیر بتن مگر ، ناچار به زیر سازی فنداسیون هستیم ، اما ممکن است ضخامت زیر سازی کم باشد (حدود30 سانتی متر) در این صورت می توان با افزایش ضخامت بتن مگر زیرسازی را انجام داد و در صورت زیاد بودن ارتفاع زیر سازی ، می توان با حفظ اصول فنی لاشه چینی سنگ با ملات ماسه سیمان انجام داد . نکات فنی واجرایی بتن مگر : بتن با عیار کم سیمان زیر فنداسیون که بتن نظافت نامیده می شود معمولا" به ضخامت 10 تا 15 سانتی متر واز هر طرف 10 تا 15 سانتی متر بزرگتر از خود فنداسیون ریخته می شود . نکات فنی واجرایی قالب بندی فنداسیون : ـ کلیه ضوابط فنی واجرایی قالب بندی باید بطور کامل رعایت شده ونیزدر قالب بندی باید از تخته سالم بدون گره به ضخامت حداقل 5/2 سانتی متر یا ورقه های فلزی صاف یا از قالب آجری ( تیغه 11 سانتی متر آجری یا 22 با اندود ماسه سیمان برای جلوگیری از خروج شیره بتن )صورت گیرد . لازم به ذکر است که برای پی های عادی می توان با قرار دادن ورقه پلاستیکی (نایلون) در جداره خاکبرداری از آن به عنوان قالب استفاده کرد .  نکات فنی واجرایی آرماتور بندی وبتن ریزی : علاوه بر رعایت ضوابط فنی واجرایی عملیات آرماتور بندی و بتن ریزی ، فاصله میلگردها تا سطح آزاد بتن در مورد فنداسیون نباید از 4 سانتی متر کمتر باشد . چگونگی اجراء ونصب پیچهای مهاری (بولت)وصفحه کف ستونی : الف : صفحه کف ستونی (Baseplate) : ستونهای یک ساختمان اسکلت فلزی ، نقش انتقال بارهای وارد شده را به فنداسیون به صورت نیروی فشاری، کششی ، برشی یا لنگر خمشی به عهده دارند .ستون فلزی به علت مقاومت بسیار زیاد تنش های بزرگی را تحمل می کند وبتن قابلیت تحمل این تنش ها را ندارد بنابراین صفحه ستون واسطه ای است که ضمن افزایش سطح تماس ستون با پی ، سبب می گردد توزیع نیروهای ستون در حد قابل تحمل برای بتن باشد . کار اتصال صفحه زیر ستونی با بتن به وسیله میله مهار (Bolt) صورت می گیرد وبرای ایجاد اتصال ، انتهای آن را خم می کنیم ومقدار طول بولت را محاسبه تعیین می کند .تعداد بولت ها بسته به نوع کار از دو عدد به بالا تغییر می کند ، حداقل قطر این میله های مهاری میلگرد نمره 20 است . در حالی که صفحه تنها فشار را تحمل می کند ، بولت نقش عمده ای ندارد وتنها پایه را در محل خود ثابت نگه می دارد. نکته مهم هنگام نصب ستون بر روی صفحه تقسیم فشار این است که حتما" انتهای ستون سنگ خورده وصاف باشد تا تمام نقاط مقطع ستون بر روی صفحه بیس پلیت بنشیند و عمل انتقال نیرو بخوبی انجام پذیرد . از آن جا که علاوه بر فشار ، لنگر نیز بر صفحه زیر ستونی وارد می شود ، طول بولت باید به اندازه ای باشد که کشش وارد شده را تحمل نماید که این امر با محاسبه تعیین خواهد شد . انواع اتصال ستون به شالوده : جزئیات اتصال ستون فلزی به شالوده بتنی به نیروی موجود در پای ستون بستگی دارد .در ستون با انتهای مفصلی فقط نیروی فشاری وبرشی از ستون به شالوده منتقل می شوند . در صورتیکه بخواهیم لنگر خمشی را نیز به شالوده منتقل نماییم نیاز به اتصال گیردار خواهیم داشت . روش نصب پیچ های مهاری : به طور کلی دو روش برای نصب پیچهای مهاری وجود دارد : الف) نصب پیچ های مهاری در موقع بتن ریزی شالوده ها : در این روش ، پیچها را در محلهای تعیین شده قرار می دهند وموقعیت آنها را بوسیله مناسبی تثبیت می کنند .سپس اطرافشان را با بتن می پوشانند . روشهای گوناگونی برای تثبیت پیچ های مهاری در محل خود وجود دارد که به این شرح است : روش اول : ابتدا به وسیله صفحه نازک مشابه با ورق کف ستونی که شابلن یا الگو نامیده می شود .قسمت فوقانی بولت وقسمت پائین را بوسیله نبشی به یکدیگر می بندیم تا مجموعه ای بدون تغییر شکل به دست آید ، آنگاه محورهای طولی وعرضی صفحه الگو را با مداد رنگی مشخص می کنیم ،سپس بوسیله ریسمان کار یا دوربین تئودولیت با میخهای کنترل محور کلی فنداسیون را در جهت های طولی وعرضی بدست می آوریم وبه کمک شخصی باتجربه در موقعیت مناسب آن قرار می دهیم .سپس بوسیله قطعات آرماتور آن را به میلگردهای شبکه آرماتور فنداسیون یا به قطعات ورقی که در بتن قرار داده اند جوش داده می شود .به گونه ای که هنگام بتن ریزی ، صفحه از جای خود حرکتی نداشته باشد . باید توجه داشت که در موقع بتن ریزی ، هوا در زیر صفحه شابلن محبوس نشود که برای این منظور ، معمولا" سوراخ بزرگی در وسط شابلن تعبیه می کنند که وقتی بتن از اطراف زیر صفحه را پر می کند هوا از راه سوراخ خارج گردد وبا بیرون زدن بتن از وسط صفحه از پرشدن کامل زیر آن اطمینان حاصل شود .  روش دوم : صفحه تقسیم فشار پیش از بتن ریزی پی به طور دقیق در محل خود قرار می گیرد وبوسیله آن بولت ها در جای خود ثابت می شوند . پس از بتن ریزی ، صفحه را از جای خود خارج می کنند ویا در کارگاه به طور مستقیم به پای ستون متصل می نمایند وپس از نصب ستون به همراه صفحه مهره ها را محکم می بندند . در این حالت ، هر صفحه ای باید کاملا" علامت گذاری شود تا هنگام نصب اشتباهی رخ ندهد . روش سوم : صفحه را قدری بالاتر از محل اصلی خود نگه می دارند تا محل میله های مهار به طور دقیق تعیین شود ، سپس میله مهارها را ثابت می کنند وعمل بتن ریزی را انجام می دهند ، در حالیکه صفحه هنوز در جای خود ثابت است . پس از پایان یافتن بتن ریزی صفحه را در تراز مورد نظر نگه می دارند این عمل را می توان بوسیله مهره های فلزی در زیر صفحه ای که میله مهار ها از درون آنها عبور کرده اند با پیچاندن وتنظیم آنها تا تراز لازم انجام داد .سپس فاصله های بین زیر صفحه و روی بتن پی با ملات ماسه شسته وسیمان به نسبت یک حجم سیمان به دو حجم ماسه کاملا" پر می گردد یا از ماسه سیمان نرم استفاده می گردد . ب ) نصب پیچ های مهاری پس از بتن ریزی شالوده : در این روش ، در محل پیچ های مهاری بوسیله قالب در داخل بتن فضای خالی ایجاد می کنند که این قالب (جعبه) نامیده می شود . میلگردی را در داخل بتن قرارمی دهند و پس از گرفتن وسخت شدن بتن شالوده ، جعبه را از محل خود خارج وسپس پیچ مهاری را در محل خود درگیر با آرماتور قرار می دهیم وتنظیم می نماییم واطراف آن را با بتن ریز دانه (با حفظ اصول بتن ریزی)پر می کنیم .لازم به ذکر است که جعبه ای که برای ایجاد فضای خالی لازم برای نصب پیچ مهاری بکار می رود باید چنان طرح ریزی وساخته شده باشد که به سادگی ودر حد امکان ، بدون ضربه زدن ، شکستن وخرد کردن از داخل بتن خارج شود که برای این منظور می توان از جعبه هایی که قطعات آنها به صورت کام وزبانه متصل می شوند یا از جعبه های لولایی وسایر اقسام جعبه ها استفاده کرد .درمواردی که از پیچ های مهاری با قلاب انتهایی ورکاب یا از پیچ های مهاری با انتهای کلنگی استفاده می شود برای سرعت بخشیدن به کار از جعبه های ساخته شده یا ورق های فولادی که در درون بتن باقی می مانند ، استفاده می شود باید توجه داشت که این شیوه کار بیشتر برای فنداسیون ماشین آلات صنعتی در کارخانجات کاربرد دارند . در بعضی موارد برای اتصال کف ستون به شالوده ، به جای پیچ های مهاری از میلگردها یا تسمه هایی استفاده می کنند که به ورق کف ستون جوش داده می شوند که بدین صورت است که معمولا"در موقع بتن ریزی ، مجموعه ورق کف ستون ومهارها را در شالوده کار می گذارند ، پس از گرفتن وسخت شدن بتن ، ستون را روی ورق کف ستون قرار می دهند وجوشکاری می کنند هنگام استفاده از این روش ، اتصال به این دلایا توصیه نمی شود : 1ـ معمولا"در هنگام بتن ریزی ، حبابهای هوا در زیر ورق کف ستون محبوس می شوند . 2ـ حتی اگر در مواقع بتن ریزی حبابی در زیر ورق نمانده باشد ، به علت افت بتن فاصله ای بین ورق کف ستون وبتن شالوده به وجود می آید .بخار آب در این فاصله تقطیر می شود وخطر زنگ زدن وضعیف شدن کف ستون را پدید می آورد . 3ـ براساس تجربه مشخص گردیده است که میلگرد در محل اتصال به ورق کم وبیش ترد وشکننده می شود . 4ـ اگر زغال جوش روی نوارهای جوش باقی بماند ، آب را به خود جذب می کند ونقطه شروع زنگ زدگی را به وجود می آورد . 5ـ امکان تنظیم بعدی ورق کف ستون وجود ندارد وجوش کردن ستون ، هنگامی که در کارگاه فلز کاری انجام می پذیرد میسر نیست . محافظت از کف ستون ها وپیچ های مهاری (مهره وحدیده) : کف ستون ها از جمله قطعات ساختمانی هستند که اغلب در معرض شدید رطوبت قرار دارند وباید به نحو مطلوب محافظت شوند .در ساختمانهای معمولی وبه طور کلی در ساختمانهایی که پس از پایان یافتن کار اسکلت فلزی دیگر نیازی به بازدید یا تنظیم کف ستونها نیست ، اطراف کف ستون را با بتن پر می کنند و درصورتی که قبل از بتن ریزی سطوح فولادی خوب تمیز شده وکل جوش یا زغال جوش برداشته شده باشد ، بتن به فولاد می چسبد وآن را کاملا" محافظت می کند . در بعضی دیگر از ساختمانها ، کف ستونها را نیز نظیر سایر قطعات به وسیله رنگ محافظت می کنند . در ساختمانهای صنعتی که امکان باز کردن ونصب مجدد آنها وجود دارد ، با مواد قیری مخلوط با ماسه نرم از کف ستونها حفاظت می شود .همچنین برای تمیز ماندن حدیدهای پیچ های مهاری و دوری از آسیب دیدگی باید قبل از بتن ریزی فنداسیون ، قسمت حدیدها به وسیله پلاستیک یا گونی یا سیم مناسب بسته شده ، پوشش مناسب صورت گیرد . نکات کلی در اجرای اسکلت فلزی درز انبساط : برای جلوگیری ازخرابیهای ناشی از انبساط وانقباض ساختمان بر اثر تغییر درجه حرارت محیط خارج یا جلوگیری از انتقال بار ساختمان قدیمی مجاور به ساختمانی که جدید احداث می شود ، همچنین در مواردی که ساختمان بزرگ است وازچند بلوک متصل به هم تشکیل می شود ، باید به کار بردن درز انبساط در محل مناسب پیش بینی شود . حداقل فاصله ای از ساختمان با اجزای ساختمانی که باید در آن درز انبساط پیش بینی شود ، به نوع ساختمان ، تعداد طبقات ، مصالح مصرفی و آب وهوای محل بستگی دارد . بنابراین باید با مطالعه کافی محل اندازه آن را مهندس طراح تعیین کند . در کلیه ساختمانهای فلزی که طول آنها بیشتر از 50 متر باشد ، باید در طول ساختمان درزانبساط پیش بینی کرد . این طول مربوط به ساختمانهای فلزی وبدون پوشش محافظ است که نباید از 50 متر ویا در ساختمانهایی با پوشش محافظ ودر حالات خاص نباید از 100 متر تجاوز کند . برای پوشاندن وپرکردن فواصل درز انبساط از موادی استفاده می کنند که قابلیت ارتجاعی داشته باشد . باید دقت شود که فاصله درز انبساط به هیچ وجه با مصالح بنایی یا ملات پر نگردد . اگر در هنگام استقرار اسکلت فلزی ، ستونهایی که در مجاورت یک درز انبساط قرار دارند به طور موقت به وسیله قطعات فلزی متصل شده اند ، پس از استقرار باید این اتصالات بریده شوند تا ساختمان در محل درز انبساط به کلی از قسمت مجاور خود جدا باشد . درز انقطاع : برای جلوگیری از خسارت وکاهش خرابی ناشی از ضربه ساختمانهای مجاور به یکدیگر ، بویژه در زمان وقوع زلزله ، ساختمانهایی که دارای ارتفاع بیش از 12 متر یا دارای بیش از 4 طبقه هستند ، باید به وسیله درز انقطاع از ساختمانهای مجاور جدا شوند . همچنین حداقل عرض درز انقطاع در تراز هر طبقه برابر ارتفاع آن تراز از روی شالوده است . این فاصله در محلهای لازم با مصالح کم مقاومت که در هنگام زلزله در اثر برخورد دو ساختمان به آسانی مصالح مزبور خرد می شوند ، پر کرد . نحوه اتصال ستون فلزی با آجر کاری : هنگامی که آجر کاری با ضخامت 22 سانتی متر بالاتر در مجاور ستون فلزی قرار می گیرد باید حداقل یک قطعه اتصال در هر متر ارتفاع دیوار به ستون جوشکاری شود و در داخل ملات قرار گیرد . ستون وجزئیات اجرایی آن : ستون عضوی است که معمولا" به صورت عمودی در ساختمان نصب می شود وبارهای کف ناشی از طبقات بوسیله تیر وشاهتیر به آن منتقل می گردد وتوسط آن به شالوده وسپس به زمین انتقال می یابد . شکل ستون ها : شکل سطح ستونها معمولا" به مقدار و وضعیت بار وارد شده بستگی دارد . برای ساختن ستونهای فلزی از انواع پروفیل ها و ورق ها استفاده می شود که عموما" ستونها از لحاظ شکل ظاهری به دوگروه تقسیم می شوند : الف :نیمرخ (پروفیل ) نورد شده شامل انواع تیرآهن ها وقوطی ها : بهترین پروفیل نورد شده برای ستون ، تیرآهن بال پهن یا قوطی های مربع شکل است ، زیرا از نظر مقاومت بهتر از مقاطع دیگر عمل می کند . ضمن اینکه در بیشتر مواقع عمل اتصالات تیرها به راحتی روی آنها انجام می گیرد . ب) مقاطع مرکب : هرگاه سطح مقطع ومشخصات یک پروفیل به تنهایی برای ایستایی یک ستون کافی نباشد از اتصال چند پروفیل به یکدیگر ستون مناسب آن (مقاطع مرکب) ساخته می شود . علل استفاده از مقاطع مرکب در ستونها : 1ـ در صورتی که سطح مقطع نیمرخ های نورد شده تکافوی سطح لازم را برای ستون نکند ، با ساختن مقطع مرکب سطح لازم ساخته می شود . 2ـ نیاز اجباری به مقاطع با شکلهای هندسی خاص از نظر اتصالات دیگر به ستون . چگونگی ساخت ستون (مقاطع مرکب) : الف ) اتصال دو پروفیل به یکدیگر به طریقه دوبله کردن ب) اتصال دو پروفیل با یک ورق سراسری روی بالها ج) اتصال دو پروفیل با بستهای فلزی (تسمه) شیوه ساخت ستون به طریقه دوبله کردن : ابتدا دوتیرآهن در کنار یکدیگر وبر روی سطح صاف به هم چسبیده گردند سپس دوسر ستون راجوش داده وستون برگردانده می شود ومانند قبل جوشکاری صورت می گیرد . آنگاه ستون معکوس ودر قسمت وسط جوشکاری می شود . همین کار را در سوی دیگر ستون انجام می دهند وبه ترتیب جوشکاری ادامه می یابد تا جوش مورد نیاز ستون تامین گردد . این شیوه جوشکاری برای جلوگیری از پیچش ستون در اثر حرارت زیاد جوشکاری ممتد می باشد .در صورتی که در سرتاسر ستون به جوش نیازی نباشد ، دست کم طول جوشها باید به این ترتیب اجرا گردد : الف) حداکثر فاصله بین طولهای جوش در طول ستون به صورت غیر ممتد از 60 سانتی متر تجاوز نکند . ب) طول جوش ابتدایی وانتهایی ستون باید برابر بزرگترین عرض مقطع باشد وبه طور یکسره انجام گیرد . ج)طول موثر هر قطعه از جوش منقطع نباید از 4برابر بعد جوش یا 40 میلی متر کمتر باشد . د) تماس میان بدنه دو پروفیل نباید از یک شکاف 5/1 میلیمتری تجاوز کند اگر این شکاف از 5/1 میلیمتر بیشتر ، اما از 6 میلی متر کمتر باشد . ضمنا" بررسی های فنی نشان دهد که مساحت کافی برای تماس وجود ندارد در آنصورت این بادخور باید با مصالح پرکننده مناسب شامل تیغه های فولادی با ضخامت ثابت پر شود . شیوه ساخت ستون با یک ورق سراسری روی بالها : در مقاطع مرکبی که ورق اتصال بر روی دو نیمرخ متصل می شود تا مقطع مرکب تشکیل بدهد فاصله جوشهای مقطع (غیر ممتد)که ورق را به نیمرخ ها متصل می کند ، نباید از 30 سانتی متر بیشتر شود . اندازه حداکثر فاصله فوق الذکر در مورد فولاد معمولی به صورت 24t در می آید . ضخامت ورق=t  ساخت ستون به روش قید (بست اتصال) : متداولترین نوع ستون در ایران ستونهای مرکبی است که دوتیر آهن به فاصله معین از یکدیگر قرار می گیرند وقیدهای افقی یا چپ وراست این دونیمرخ را به هم متصل می کند . البته بستهای چپ وراست که شکلهای مثلثی را بوجود می آورند ، دارای مقاومت بهتری نسبت به قیدهای موازی می باشند .در این مورد این گونه ستونها ، بویژه ستون با قید موازی مسائل زیر بایستی رعایت کرد : الف) ابعاد بست افقی ستون کمتر از این مقادیر نباشد : L: طول وصله حداقل به فاصله مرکز تا مرکز دو نیمرخ باشد . b : عرض وصله از 42 درصد طول آن کمتر نباشد. T: ضخامت وصله از 35/1 طول آن کمتر نباشد . ب) در اطراف کلیه وصله ها ودر سطح تماس با بال نیمرخها عمل جوشکاری انجام گیرد . ج) فاصله قیدها وابعاد آن بر اساس محاسبات فنی تعیین می شود . د) در قسمت انتهایی ستون باید حتما" از ورق با طول حداقل برابر عرض ستون استفاده کرد تا علاوه بر تقویت پایه ، محل مناسبی برای اتصال با بندهای فلزی به ستون به وجود آید . هـ) در محل اتصال تیر یا پل به ستون لازم است قبلا" ورق تقویتی به ابعاد کافی روی بالهای ستون جوش شده باشد .  ستونها با مقاطع دایره ای : معمولا" مقاطع دایره ای ( لوله ای) از قطر 2 تا 12 اینچ برای ستونها مورد استفاده قرار می گیرند .مقطع لوله در مواقعی که وسیله اتصال جوش باشد، آسانتر به کار می رود . کاربرد لوله بیشتر در پایه های بعضی منابع هوایی ، دکلهای مختلف وخرپاسازیهای سبک است .این مقطع ها بطور کلی مقاومترند ، برای اینکه ممان اینرسی آنها در تمام جهات یکسان است .باتغییر ضخامت مقاطع لوله ای می توان اینرسی های مختلف را بدست آورد . روش نصب نبشی بر روی کف ستونها (بیس پلیت) برای استقرار ستون : هنگام محاسبه ابعاد کف ستونها باید حداقل فاصله میله مهاری از لبه کف ستون ومحل جاگذاری نبشی با ضخامت جوش لازم برای نگه داشتن ستون ، همچنین ضخامت پلیت انتهایی ستون وابعاد ستون را با دقت بررسی کرد سپس با توجه به موارد یادشده ، به نصب نبشی واستقرار ستون به این صورت اقدام نمود .بر روی بیس پلیت ها محل کف ستون ومحل آکس را کنترل می کنیم سپس نبشی های اتصال را به صورت عمود برهم بر روی بیس پلیت جوش داده ، آنگاه ستون را مستقر واقدام به نصب دیگر نبشی های لازم کرده وآنها را به بیس پلیت جوش می دهیم . از مزایای عمود برهم بودن دو نبشی روی بیس پلیت علاوه بر سرعت عمل واستقرار بهتر به علت تماس مستقیم ستون به بال نبشی ، اتصال جوشکاری به گونه ای درست تر واصولی صورت می گیرد . روشن است که قبل از جوشکاری باید ستونها را هم محور وقائم نموده وعمود بودن در دوجهت کنترل گردد .پس از نصب ستونها با توجه به ارتفاع ستون وآزاد بودن سر ستون ممکن است تا زمان نصب پلها ستونها در اثر شدت باد و وزن خود حرکتهایی داشته باشند که احتمالا" تاثیر نامطلوب وایجاد ضعف در جوشکاری واتصالات کف ستونها خواهد داشت به این دلیل باید پس از نصب ، فورا" به مهاربندی موقت ستونها به وسیله میلگرد یا نبشی به صورت ضربدری اقدام کرد .  طویل کردن ستونها : سازه های فلزی را اغلب در چندین طبقه احداث می کنند ، طول پروفیلها برای ساخت ستون محدود است . با در نظر گرفتن بار وارده ودهانه بین ستونها ونحوه قرار گرفتن ستونهای کناری ، مقاطع مختلفی برای ساخت ستونها بدست می آید . ممکن است در هر طبقه ، ابعاد مقطع ستون با طبقه دیگر تفاوت داشته باشد ، بنابراین باید اتصال مقاطع با ابعاد مختلف برای طویل کردن با دقت زیادی انجام شود . محل مناسب برای وصله ستونها به هنگام طویل کردن آنها حداقل در ارتفاع 45 تا 60 سانتیمتر بالاتر از کف هر طبقه یا 6/1 ارتفاع طبقه می باشد .این ارتفاع اندازه حداقلی است که از نظر دسترسی به محل اجرای جوش ونصب اتصالات مورد نیاز برای ادامه ستون یا اتصال بادبندی لازم است . نحوه طویل کردن ستونها : ابتدا سطح تماس دوستون را بخوبی گونیا می کنند وبا سنگ زدن صاف می نمایند تا کاملا" در تماس با یکدیگر یا صفحه وصله قرار گیرد . درصورتی که پروفیل دوستون یکسان نباشد ، باید اختلاف نمره دوستون را با گذاردن صفحات لقمه (هم سو کننده) بر ستون فوقانی را پر نمود . سپس صفحه وصله را نصب کرد وجوش لازم را انجام داد . اگر ابعاد مقطع دو نیمرخ که به یکدیگر متصل می شوند، تفاوت زیاد داشته باشد ، بطوری که قسمت بزرگی از سطح آن دو در تماس با یکدیگر قرار نگیرد ، در این صورت باید یک صفحه تقسیم فشار افقی بین دونیمرخ به کار برد . این صفحه معمولا" باید ضخیم انتخاب شود تا بتواند بدون تغییر شکل زیاد ، عمل تقسیم فشار را انجام دهد .کلیه ابعاد وضخامت صفحه ومقدار جوش لازم را باید طبق محاسبه وبر اساس نقشه های اجرایی انجام داد . انواع اتصال ستون به فنداسیون در قاب سوله : اتصالات در سیستم قابها با اینرسی غیریکنواخت ، با اتصالات ستونهای معمولی اسکلت فلزی متفاوت است . اتصالات در تکیه گاه ستونها در قابها با اینرسی غیریکنواخت به شکل متحرک بسیار خفیف وبه شکل تکیه گاههای (خطی مفصلی یا ریلی ، نقطه ای یا کفشکی وپیچی یا مفصلی ساده) انجام می گیرد .   1ـ اتصال خطی مفصلی یا ریلی : به این ترتیب که ستون بر صفحه شیاردارمتصل می شود .در زیر این صفحه ، صفحه بیس پلیت که درناحیه وسط آن فولادی قوی به شکل برجسته که در شیار صفحه بالایی واقع می شود قرار می گیرد وبه این صورت ستون به شکل ریلی دارای حرکت خواهد بود .   2ـ اتصال نقطه ای یا کفشکی : در این حالت نیز ستون به صفحه فولادی قوی جوش می شود ودر وسط صفحه تورفتگی به شکل مقعر جوش می گردد . درمقابل تورفتگی مقعر، برجستگی (محدب) کاملا" به اندازه تو رفتگی ، برصفحه بیس پلیت قرار دارد .تو رفتگی مقعر در بالا وبرآمدگی محدب در پایین قراردارد تا سبب جمع شدن آب در زیر ستون نگردد .   3ـ اتصال پیچی یا مفصلی ساده : ابتدا پای ستون به صفحه بیس پلیت جوش می شود وبولت گذاری در این نوع اتصال تنها از دو عدد بولت یا مهره و واشر فنری صورت می گیرد .بدیهی است بولتها تنها در جهت محور y قرار می گیرند تا اتصال مفصلی حاصل شود . نمونه دیگر از اتصال ساده در پای ستون به وسیله نبشی وبولت که به این نبشی ها تنها به جان ستون جوش می شوند .  انواع اتصال در گوشه : 1ـ از End plate درمورداتصال استفاده می شود . محاسن آن : الف ) بی نیازی ازتقویت قطری جان ب)نشیمن مناسب تیر درموقع نصب. معایب آن : الف) نیاز به ورقهای نسبتا" ضخیم درEnd plate قطری . 2ـ ورق کششی ممان مقاوم را ایجاد می کند . محاسن آن : الف ) استفاده از ورق نسبتا" نازک کششی ب) بازوی نسبتا" بلند برای ایجادممان مداوم . معایب آن : الف) معمولا" به تقویت قطری جان نیازی نیست. ب) برای نشیمن تیر باید قطعه ای به ستون جوش شوند . 3ـ اتصال معروف به اتصال ساعتی : از جمله محاسن آن راحتی سوراخکاری ، راحتی حمل ونصب بی نیازی آن به ورق تقویتی قطری جان . معایب آن : برش ایجاد شده در بال وتغییرات ناگهانی ضخامت بال در گوشه ها . شاهتیرها (پلها) : شاهتیرها عضوهای فلزی افقی هستند که با اتصالات لازم به ستونها متصل می شوند وبه وسیله آنها بار طبقات به ستونها انتقال می یابد . شاهتیرهای فلزی ممکن است به صورتهای زیر بکار روند : الف) تیر آهن معمولی به صورت تک یا دوبله ب) تیرآهن بال پهن ج) تیرآهن معمولی با ورق تقویتی روی بالها ویا بال وجان د) پلهای لانه زنبوری از تیرآهن معمولی یا تیرهای بال پهن هـ ) تیر ورق (گیر دار) ترکیب تیرآهن معمولی با ورق یا تیرآهن بال پهن با ورق ویا از ترکیب ورق ها درست می شود . تیر ورق همانطور که از اسم آن پیداست توسط ورق ساخته می شود واز پروفیل های معمولی در ساخت آن استفاده می شود. و) خرپاها ساخت پلها وشاهتیرها : هرگاه در شاهتیرهای فلزی به جای تیر تکی از تیرهای دوبله استفاده شود ، باید دوتیر در محل بالها به یکدیگر به گونه ای مطلوب اتصال داشته باشند چنانچه پلها (شاهتیرها) برای لنگرخمشی موجود کفاف ندهد ، آنها را با اضافه بودن تسمه یا ورق تقویت می نمایند .درمورد ورق تقویتی در تیرهای معمولی باید نکات زیر را رعایت کرد : 1ـ حداکثر ضخامت ورق تقویتی 8/0 ضخامت بال تیر باشد . 2ـ ورقهای تقویتی به طور کامل با بالها تماس واتصال داشته باشد . 3ـ ضخامت جوش 75/0 ضخامت ورق باشد . 4ـ ورق تقویتی از هر دو طرف در قسمت عرض نیز جوش شود. 5ـ جوشکاری به شیوه صحیح انجام گیرد. 6ـ ابعاد ورق طبق محاسبات تعیین شده باشد . اتصال چند پل در یک محل به ستون : مواقعی که باتوجه به پوشش سقف اقدام به نصب پل در دوجهت عمود بر هم در محل ستون می شود ، یک پل به بالهای ستون وپل دیگر به جان ستون متصل خواهد شد . در نتیجه ، ستون از دوجهت تحت تاثیر بار قرار خواهد گرفت که باید با توجه به بار وارد شده ودهانه پل ، همچنین تعیین نوع گیرداری پلها در محل ستون اقدامات لازم برای اتصال صحیح ومطلوب به عمل آید . اگر برخورد پل در خارج ستون باشد ، باید آن ناحیه را از نظر نیروی خارج از مرکز ، همچنین نحوه اتصالات صحیح واصولی به ستون به دقت بررسی وکنترل کرد . ـ روش نصب پلها در طبقات : محل نصب پلها در اسکلت فلزی بسیارمهم است ، زیرا پلها تحمل کننده بار سقف از طریق تیرها هستند . با توجه به مقدار بار وارد شده ودهانه ، ارتفاع آنها مشخص می شود ومعمولا" از ضخامت سقف وارتفاع تیرها بیشتر است .بنابراین با توجه به نقشه های معماری وتقسیم فضاها ، پلها باید درجایی طراحی ونصب شوند که به علت ارتفاع زیاد ایجاد اشکال درکف نکنند وسعی شود به صورت آویز در سقف مشخص نباشد . به این دلیل ، معمولا" پلها در زیر دیوارهای جداکننده بین فضاها نصب می شوند که علاوه بر بار وارد شده باید وزن دیوارهای جداکننده بر روی آنها در محاسبه منظور شود.  ـ روشهای اتصال پل به پل : اتصال دو پل که دارای یک ارتفاع هستند به روش زبانه کردن آنها انجام می گیرد که این روش از نظر اتصالات بهتر است . در صورت امکان پل با دهانه بزرگتر در داخل پل با دهانه کوچکتر زبانه می شود . نصب ورق اتصال درجان وروی بال پل کوچکتر برای برش ضروری است . در این حالت ، به علت کوتاه بودن دهانه ، لنگر خمشی کمتری ایجاد شده در نتیجه ، نمره یا سطح مقطع پلها کاهش می یابد . ـ عمل زبانه کردن در تیرها وپلها :  در اسکلت فلزی محل برخورد یا تقاطع قطعات از نظر رفتاری نسبت به یکدیگر وعکس العمل قطعه باربر در محل اتصال (تقاطع) حائز اهمیت است ، زیرا باید به محل برخورد توجه کرد که درکدام یک ازنواحی که تحت تاثیر کشش ، فشار وبرش واقع می گردد نحوه اتصال درست ومطلوب را انتخاب وعمل کنیم که ضعف در قطعه باربر ایجاد نشود .   تیرها تیرهای لانه زنبوری : دلیل نامگذاری تیرهای لانه زنبوری ، شکل گیری این تیرها پس از عملیات (بریدن ودوباره جوش دادن ) وتکمیل پروفیل است . این تیرها در طول خود دارای حفره های توخالی (درجان)هستندکه به لانه زنبوری شبیه است به همین سبب به این گونه تیرها ((تیر لانه زنبوری)) می گویند . هدف از ساختن تیرهای لانه زنبوری : هدف این است که تیر بتواند ممان خمشی را با خیز نسبتا" کم ، همچنین وزن کمتر در مقایسه با تیر نورد شده مشابه تحمل کند . برای مثال با رجوع به جدول تیرآهن ارتفاع پروفیل IPE 18 را که 18 سانتی متر ارتفاع دارد ، می توان تا 27 سانتی متر افزایش داد. محاسن ومعایب تیر لانه زنبوری : با تبدیل تیرآهن معمولی به تیر لانه زنبوری : 1ـ مدول مقطع وممان اینرسی مقطع تیر افزایش می یابد. 2ـ مقاومت خمشی تیر نیز افزوده می گردد . در نتیجه ، تیری حاصل می شود با ارتفاع بیشتر ، قویتر وهم وزن تیر اصلی . 3ـ با کم شدن وزن مصالح وسبک بودن تیر ، از نظر اقتصادی مقرون به صرفه تر خواهد بود . 4ـاز فضاهای ایجاد شده (حفره ها)در جان تیر می توان لوله های تاسیساتی وبرق را عبور داد . در ساختن تیر لانه زنبوری که منجر به افزایش ارتفاع تیر می شود ، باید استاندارد کاملا" رعایت گردد . در غیر اینصورت ، خطر خراب شدن تیر زیر بار وارد شده حتمی است . از جمله معایب تیر لانه زنبوری ، وجود حفره های آن است که نمی تواند تنش های برشی را در محل تکیه گاه پل به ستون یا اتصال تیرآهن تودلی (تیرفرعی) به پل لانه زنبوری تحمل کند . بنابراین ، برای رفع این عیب ، اقدام به پرکردن بعضی حفره ها با ورق فلزی وجوش می کنند تا اتصال بعدی پل به ستون یا تیر فرعی به پل به درستی انجام شود . تیر لانه زنبوری در ساختمان اسکلت فلزی می تواند بصورت پل فقط در یک دهانه یا بصورت پل ممتد به کار رود .برای ساختن تیر لانه زنبوری دو شیوه موجود است : الف )شیوه برش پانیر ب) شیوه برش لتیسکا روشهای مختلف برش تیرآهن : 1ـ برش به روش کوپال : با استفاده از دستگاه قطع کن سنگین که به گیوتین مخصوص مجهز است ، تیرآهن به شکل سرد در امتدادخط منکسر قطع می شود . 2ـ برش به روش برنول : برش دراین حالت به صورت گرم انجام می گیرد .به این صورت که کارگرماهربرش را با شعله بنفش رنگ قوی حاصل از گاز استیلن واکسیژن ، بوسیله لوله برنول انجام می دهد . بریدن تیرهای سبک بوسیله ماشینهای برش اکسیژن شابلن دار نسبتا" ساده است . در ایران تیرهای لانه زنبوری را بیشتر با دست تهیه می کنند . پلهای مرکب : در بارهای سنگین واحتمالا" دهانه زیاد که پروفیل استاندارد در بازار کافی یا اقتصادی نباشد ، همچنین مقطع تیر لانه زنبوری که با تسمه یا ورق تقویت شده است ، برای بار وارد شده ودهانه خمش کافی نباشد ، از تیرهای مرکب استفاده می شود.تیر مرکب در چندین حالت اجرا می گردد : 1ـ تیر مرکبی که از بریدن پروفیلهای معمولی ایرانی IPE از وسط جان تیر واتصال صفحه و ورق مناسب به دوقسمت بریده شده ساخته می شود . این روش برای پروفیلهای نمره 20 به بالا اقتصادی خواهد بود . 2ـ تیر مرکبی که از سه صفحه (قطعات تقویتی ) تشکیل می گردد. در این حالت ، در پروفیلهای معمولی از فولاد جان تیر نسبت به فولاد بالها برای مقابله با خمش چندان استفاده نمی شود ، بلکه سعی می گردد حتی الامکان جان تیر را نازکتر وارتفاع آن را زیاد کنند. - تیر پوشش : نوع سقف پوشش سقف در طبقات اسکلت فلزی با توجه به کاربرد ساختمان تعیین می شود که معمولا" سقف های بتن آرمه یا طاق ضربی مورد استفاده قرار می گیرند .معمولا" تیرآهن پوشش از پروفیل های IPE وinp استفاده می شود . فاصله تیرها بین 65/. تا 1/1 متر وطول را حداکثر تا 5 متر در نظر می گیرند . البته خیز باید مورد توجه باشد .  - زبانه کردن تیرهای پوشش : تیرهای فلزی پوشش باید به شیوه ای مطلوب به همدیگر یا به پلها اتصال یابند بهترین حالت ، شیوه زبانه کردن با توجه به محل وناحیه برخورد تیرآهن به تیرآهن دیگر است که باید از روش ایجاد زبانه استفاده کرده ،‌ اتصال را انجام داد .  ـ اتصال تیر پوشش به پل به وسیله نبشی : معمولا" در اتصال تیر پوشش به پل از حالت جوش ونبشی استفاده می شود . هرچه بتوانیم محل اتصال را تا حدودی گیردار بوجود آوریم ، لرزش در تیر پوشش کمتر خواهد بود .مساله خیز به نحو مطلوبتری حل خواهد شد . البته اگر طبق محاسبات نحوه اتصال نیم گیردار انجام دهیم ، در مصرف پروفیل صرفه جویی خواهد شد .   ـ مهار کردن تیرهای پوشش : تیرهای پوشش را علاوه بر اتصال درست به تکیه گاه بایستی از نظر حرکات جانبی وپیچش ، کمانش قطری ، لهیدگی مورد کنترل قرار داد وآنها را مهار کرد . در اسکلت فلزی معمولا"تیرهای پوشش را با گذاردن میلگردها بصورت ضربدری وجوش به بال تیرآهن واتصال به قسمت های پوشش تکیه گاه اسکلت را مهارکرده وبادبند افقی تشکیل می شود . در دهانه کناری از میلگرد های افقی که مانع رانش دهانه ابتدایی وانتهایی می شود ، استفاده می کنند . ـ لقمه ها وپرکننده ها : طبق آیین نامه سازه های جوشی ، پرکننده (لقمه) با ضخامت 6 میلی متر ویا بیشتر باید به اندازه کافی از لبه های ورق وصله بیرون باشد تا به قطعه


دسته‌بندی نشده

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *