قواعدي را درك مي‌كنند كه يك هيجان را معنادار مي‌كند و قادر هستند به طور صحيح موقعيت را ارزيابي و احساسات خود را ماهرانه بيان كنند، رخدادي كه مي‌تواند از قواعد و سنن مرسوم فاصله بگيرد. بنابراين، موازي با مفهوم هوش هيجاني، به خلاقيت هيجاني، به عنوان حيطه‌اي جديد در بحث تعامل هيجان و شناخت توجه مي‌شود. خلاقيت هيجاني، در واقع، توانايي تجربه و بيان بديع، موثر و اصيل تركيبي از هيجانات است(هاشمی، 1389: 82).
لذا در بهداشت رواني، توجه و دقت به نکات مبرهن هوش و خلاقیت از عواطف مثبت به شمار می‌رود و باعث افزايش ویژگی شخصیتی و نگاه مثبت و کاهش عواطف منفي می‌شود و از طرف ديگر به افزايش رضایتمندي و در نتيجه بهره‌وري در همه امورات زندگی و کاری منجر مي‌گردد(نصرآبادي و بهرامي، 1386: 3).
همچنين، نشانه‌هايي از رابطه اين عامل با جنبه‌هاي خاصي از هوش هيجاني و خلاقیت هیجانی نیز وجود دارد که در ادامه به آن می‌پردازیم.

2-1-ویژگی‌های شخصیتی
2-1-1-تعریف شخصیت
واژه شخصيت در زبان روزمره معاني گوناگون دارد. مثلا در مورد كسي كه گفته مي‌شود «بسيار با شخصيت است» غالبا درجه كارآيي و جاذبه مورد نظر است. (اتكينسون، هليگارد و همكاران ، 2009).
در مواردي كه به «پرورش شخصيت» اشاره مي‌شود، سعي بر اين است كه به شخص برخي مهارتهاي اجتماعي را فرا دهند و وضع ظاهر و شيوه سخن گفتن او را بهبود بخشند تا وي واكنش مطبوعي در ديگران برانگيزد، و گاه كلمه شخصيت به منظور توصيف بارزترين ويژگي بكار ميرود. مثلاً، « فلان شخص» شخصيت پرخاشگر دارد.(رفیعی به نقل از اتکینسون، 1392).
ولي روانشناسان در بحث از شخصيت، بيش از هر چيز به تفاوتهاي فردي توجه دارند، يعني ويژگيهاي كه يك فرد را از افراد ديگر متمايز مي‌كند.
تعريفي كه در مورد شخصيت شده، «الگوهاي نامعيني از رفتار و شيوه‌هاي تفكر است كه نحوه سازگاري شخص را با محيط تعيين مي‌كند.»
در اين تعريف به اصطلاح معين، به همساني رفتار اشاره مي‌شود. بدين معني كه مردم در شرايط گوناگون به اين گرايش دارند كه به طرز نسبتا معيني تفكر كنند يا دست به عمل بزنند، و رفتار نتيجه تعامل ويژگيهاي شخصيتي با شرائط مادي و اجتماعي محيط است.
شخصيت اجتماعي هر فرد اشاره‌اي به آن قسمت از شخص كه ديگران مي‌بينند و مي‌شنوند. همان تصويري كه شخص از خودش به دنيا عرضه مي‌كند، و با اين تفاسير، شخصيت داراي جنبه خصوصي و ناآشكار مي‌باشد.
جنبه خصوصي شامل تخيلات، تفكرات و تجاربي است كه شخص نمي خواهد ديگران را در آنها سهيم كند(اتكینسون- هليگارد- همكاران، 1983-1375)
تعریف واژه شخصیت به مرور زمان گسترده‌تر شده است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می‌کند، ترسیم می‌شود یعنی در واقع فرد به اجتماع خود شخصیتی ارائه می‌دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابی می‌کند.
تعریف شخصیت بستگی به دیدگاه نظری و هوشمندانه دارد. برداشت‌های متفاوت از مفهوم شخصیت به وضوح نشان می‌دهد که معنای شخصیت در طی تاریخ بسیار گسترده تر از مفهوم تصویر صوری و اجتماعی اولیه آن شده است (شاملو،1370)
در حال حاضر شخصیت به روند اساسی و مداوم درباره فرد انسان؛ اطلاق می‌شود و تعریف آن از دیدگاه هر دانشمند یا مکتب و یا گروهی به نظریه خاص آنها بستگی دارد. اما تعریف نسبتاً جامع چنین است: شخصیت عبارت است از مجموعه‌ای سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتاً پایدار و مداوم که هر فرد را از سایر افراد متمایز می‌کند (کریمی، 1376).
به منظور آشنایی با برخی از تعاریف دیگر شخصیت به چند تعریف از پژوهشگران و نویسندگان مشهور در این زمینه می‌پردازیم.
آلپورت : شخصیت عبارت است از سازماندهی پویایی نظام‌های روانی – فیزیولوژیکی درون فرد که سازگاری منحصر به فردی را نسبت به جهان تعیین می‌کند (کریستی، 1999؛ به نقل از احمدیان، 1384).
شلدون : سازمان یافتگی پویشی جنبه‌های ادراکی، عاطفی، انگیزشی و بدنی فرد را شخصیت گویند (سیاسی، 1376).
هیلگارد: شخصیت الگوی معینی از رفتار و شیوه‌های تفکر است که نحوه ی سازگاری شخص را با محیط تعریف می‌کند (اتکینسون و هیلگارد،1983، ترجمه براهنی وهمکاران، 1375).
کتل : شخصیت چیزی است که به ما اجازه می‌دهد آنچه را که یک شخص در موقعیت معین انجام می‌دهد پیش بینی کنیم (شولتز و شولتز، 1998، ترجمه سید محمدی، 1381).
آیزنگ: شخصیت نظامی پایدار و ثابت از ویژگی‌های عاطفی ، هوشی و فیزیک بدنی فرد است که سازگاری آن را با محیط تعیین می‌کند (لیبرت و لیبرت، 1998؛ به نقل از احمدیان، 1384).

2-1-2-ديدگاه‌هايي درباره شخصيت
شخصيت از نظر فرويد داراي سه وجه است:
نهاد، كه نماينده تمايلات و غرايز حيواني و كور بوده و تابع اصل لذت است.
خود يا من، كه نماينده واقعيتها بوده و تابع اصل واقعيت است.
فراخود يا فرامن: كه نماينده سانسورهاي اجتماعي و وجدان شخص است و هدف آن جلوگيري از ارضاي تمايلات انساني است.(كريمي، 1375)
2-1-2-1-شخصيت از نظر فروم
فروم با فرويد در زمينه شخصيت هم عقيده است كه شخصيت هر فرد در پنج سال اول زندگي شكل مي‌گيرد ولي او معتقد نيست كه شخصيت كودك تا سن 5 سالگي به شكلي استوار ثابت است. بلكه به اعتقاد فروم، رويدادهاي بعدي زندگي مي‌تواند در تحت تاثير قرار دادن شخصيت به همان اندازه‌اي رويدادهاي پنج سال اول زندگي مهم باشد(كريمي، 1375)
2-1-2-2-شخصيت از نظر يونگر
يونگ شخصيت را پيوسته در حركت و تغيير و تحول مي‌داند و نيرويي كه سبب اين حركت و پويايي است، مانند فرويد «لي‌بيدو» مي‌خواند. ولي برخلاف فرويد، در اين نيروي، براي غرايز جنسي اهميت قائل نيست، اين نيرو از سوز و ساز بدن به وجود مي‌آيد كه داراي دو جنبه‌هاي بدني و رواني است.
جنبه بدني: صرف فعاليتهاي بدني و حركت و افعال
جنبه رواني: احساس و ادراك فرد مي‌باشد و تفكر را میسر مي‌سازد.(سياسي، 1363)
2-1-2-3-شخصيت از نظر ماري
ماري معتقد است كه تاريخ شخصيت «شخصيت است» و هدف او از بيان اين جمله آن است كه براي شناخت شخصيت، بايد آدمي را از هنگام زادن تا هنگام حال مورد بررسي قرار داد. به عبارتي نمي‌توان بدون اطلاع از زندگي گذشته كسي پي به شخصيت او برد.(سياسي، 1363)

2-1-2-4-نگرش فرانكل به شخصيت
نگرش فرانكل به سلامت روان، تاكيد عمده را بر اراده معطوف به معنا مي‌نهد، در واقع، اين چهارچوب است كه هر چيز ديگر در آن شكل مي‌گيرد.
اراده معطوف به معنا و معناي زندگي- به نياز مداوم انسان به جستجو، نه براي زيستن بلكه براي معنايي كه براي ما منظور مي‌بخشد، ارتباط مي‌يابد. جستجوي معنا لازمه اش مسئوليت است.(خوشدل، 1369)
2-1-2-5-نگرش مزلو به شخصيت
هدف اصلي مزلو دانستن اين است كه انسان براي رشد كامل انساني و شكوفايي تا چه اندازه توانائي دارد. به اعتقاد او براي بررسي سلامت روان، فقط بايد انسان به غايت سالم را مورد مطالعه قرار داد.(خوشدل، 1369)

2-1-3-ديدگاه‌هايي درباره رشد شخصيت
در نظر فرويد خود براي حفظ و بقاي رشد شخصيت، به ابزارها و وسايلي مجهز است كه به آن مكانيزمهاي دفاعي گويند. اين مكانيزم ها شيوه‌هاي ناخودآگاه و غيرارادي(به جزمورد واپس‌زني) براي كاهش اضطراب و در واقع نوعي خودفريبي، و به نسخ واقعيت‌ها مي‌پردازند.(كريمي، 1375)

2-1-3-1-رشد شخصيت از نظر يونگر
مهمترين عواملي كه به اعتقاد يونگر سبب رشد و شكفتگي شخصيت مي‌شود، يعني آدمي را به سوي كمال مي‌برد و در واقع خود را مي‌سازد. عبارتند از:
1-ميراث نياكان 2- هدف‌هاي زندگي 3- نيروي رواني 4- نشانه‌هاي مرزي 5- اصل دو قطبي و تضاد (سياسي، 1363)
2-1-3-2-رشد شخصيت از نظر ماري
در رشد شخصيت از نظر ماري، عقده‌هاي مربوط به تجارب مراحل كودكي، و پس از اين تاثير مراحل فرهنگي و اجتماعي و اهميت ناخود آگاه مي‌باشد.(سياسي، 1363)

2-1-3-3-عوامل موثر بر رشد شخصيت
آغاز زندگي يك انسان مدتها قبل از تولد اوست بدين معني كه عوامل موثر بر الگوهاي شخصيتي هر فرد به وسيله عوامل ژنتيكي و محيط فيزيكي و شيميايي درون رحم مادر تعيين شده و تجهيزات زيست شناختي را كه او هنگام تولد با خود دارد، سبب مي‌شود. بخش مهم ديگر در ويژگيهاي محيطي نهفته است. خانواده، طبقه اجتماعي، فرهنگ جامعه، تعيين كننده زمينه‌هاي ارتباط متقابل هستند كه شكل دهي و رشد شخصيت فرد را تحت تاثير خود دارند.(كريمي، 1375)

2-1-4-نظریه‌های شخصیت
2-1-4-1-نظريه‌هاي سنخ شناسي شخصيت
صاحب نظران حوزه شخصيت، قديمي‌ترين سنخ شناسي را به بقراط و جالينوس حكماي قديم يونان مي‌دانستند. بقراط بدن انسان را بر حسب چهار نوع خلط تصور مي‌كند: خون، بلغم، صفرا و سودا. وي معتقد است ميان جسم آدمي و جهان خارج ارتباطاتي برقرار است.
و جالينوس بر اساس نظرات بقراط بر اين عقيده است كه مردم بر مبناي غلبه هر يك از اين اخلاط در بدن از نظر صفات و ويژگي‌هاي جسمي و رواني از يكديگر متمايز مي‌شوند.
گروهي ديگر از صاحب نظران شخصيت، مبناي كار خود را ارتباط ويژگي‌هاي جسمي يا خصوصيات شخصيتي قرار داده‌اند كه ريشه در كارهاي بقراط يا جالينوس حكماي قديم يونان دارد. معروفترين اين نظريه متعلق به كرچمر آلماني و ديگري مربوط به شلدون آمريكايي است.
كرچمر با استفاده از فنون انسان سنجي جسماني، انسانها را به سه سنخ فربه تنان، لاغرتنان، و سنخ پهلواني تقسيم مي‌كند. براساس نظريه كرچمر هر يك از اين سه سنخ جسمي به يك سنخ رواني مربوط مي‌شود.
شلدون كوشيد تا با همكاري استيونس به تحقيقات خود جنبه علمي‌تر و عيني‌تر بدهد. افراد را در سه سنخ اكتومورف، رمزومورف و آندومورف تقسيم‌بندي نمود. اين نظريه از انتقاد مصون نماند و مهمترين انتقاد اينكه اگر يك سنخ جسمي به عللي چون بيماري يا تغذيه تغييري از نظر جسمي پيدا كند تكليف خصوصيات شخصيتي آن سنخ چه مي‌شود. اين انتقادي است كه كرچمر و شلدون نيز جواب روشني به آن نداده‌اند(كريمي، 1375).

2-1-4-2-نظريه‌هاي تحليلي عاملي شخصيت
با پيشرفت روشهاي آماري قرن بيستم و بويژه روش تحليل عوامل، عده‌اي از محققان براي تجزيه و تحليل ساختار شخصيت، به اين روشها گرايش یافتند. اين عده كه در حقيقت دنباله رو كارهاي گالتن و اسپيرمن بودند، براي شناخت شخصيت معتقد به تجزيه و خرد كردن آن به اجزاي كوچكتر هستند تا بتوان اين اجزا كوچك را آسانتر مورد مطالعه قرار داد.

2-1-4-2-1-نظريه كاتل
از آنجا كه كاتل شخصيت را چيزي پيش بيني رفتار شخص را در اوضاع و احوال معين به ما مي‌دهد تعريف مي‌كند. بنابراين، به نظر او شخصيت بايد هدفش پيش بيني رفتار آدمي در شرايط و اوضاع و احوال معين باشد.
به عقيده كاتل تعريف دقيق شخصيت مستلزم آنست كه محقق قبلاٌ مفاهيمي كه در مطالعه رفتار، قصد بكارگيري آنها را دارد به روشني مشخص سازد. از نظر كاتل، مفاهيم سازنده شخصيت عبارتند از: ويژگي يا صفت كه به صفات منشي، صفات تحريكي يا صفات توانشي تقسيم مي‌شود. و تقسيم بندي ديگر، صفت عام، خاص، روساختي، پايه اي مي‌باشد.
آيزنگ در بحث شخصيت دو مسئله كلي را مطرح مي‌كند يكي از اين مسائل جنبه توصيف شخصيت است و به علل و موجبات رفتاري كاري ندارد. ديگري بررسي عوامل سببي است كه در آن وي كوشش دارد تا علت‌هاي زيربناي شخصيت و اختلاف‌هاي بين شخصيت را تحليل كند. از نظر توصيفي آيزنگ افراد را حول محور مزاجهاي چهار گانه جالينوسي و برون گرايي و درون گرايي یونگر از لحاظ درجه، پايدار و ناپايدار بودن قرار مي‌دهد. (كريمي، 1375)
توان تحريك – بازدارندگي * آثار محيط = درون گرايي و برون گرايي
2-1-4-3-نظريه انسان گرايي در شخصيت:
اين دسته از نظريه‌ها در واقع در عرصه مخالفت با دو ديدگاه روانكاوانه و رفتار گرايانه شكل مي‌گيرند. مخالفت آنان بر اين پايه استوار بود كه در روان‌كاوي توجه اصلي خود را به جنبه‌هاي بيمارگونه و روان رنجورانه متمركز كرده است و نيروهاي ناخودآگاه و توان هاي بالقوه را با ديدي منفي و بدبينانه مي‌نگرد.
مخالفت آنان بر رفتارگرايي نيز متوجه همين اصل است كه رفتارگرايان با انكار نيروهاي هشيار و ناهشيار در انسان و تمركز صرف بر مشاهده رفتارهاي عيني، و ماشيني انگاشتن انسان در واقع نيروهاي بالقوه و توانايي‌هاي مهمي را كه وجود دارند، ناديده انگاشته‌اند. همچنين در ديدگاه رفتارگرايان، انسان با حيوانات برابر دانسته شده و همين امر نيز خود منکر توانائيها و ويژگيهاي مهمي است كه در انسان وجود دارد. (کریمی، 1375)
رويكرد بشر دوستانه در مورد شخصيت تاكيد خود را بر نظریه‌هاي خوش‌بينانه از طبيعت انسان قرار داده و به فضايل، اراده آزاد و شكوفايي توانايي‌هاي بالقوه مردمان اهميت زيادي مي‌دهد. انسانها در اين مكتب به صورت موجوداتي خلاق تصوير مي‌شوند كه تمايل و سعي در شكوفايي، رشد و توسعه خود دارند.
مزلو كه خود یكي از عرضه كنندگان اين مكتب است معتقد است كه روانشناس بايد خلاق‌ترين و سالم‌ترين افراد را براي نشان دادن بالاترين توانايي‌هاي بالقوه انساني برگزيند و مورد مطالعه قرار دهد(كريمي، 1375).

2-1-4-4-نظريه‌هاي شناختي شخصيت:
يك گروه از نظريه‌هاي شخصيت كه به شيوه‌هاي شناخت مردم از محيط و خودشان تاكيد مي‌ورزند نظريه‌هاي شناختي شخصيت نام دارد.
اين نظريه ها عقلاني ترين نظريه‌هاي مربوط به شخصيت هستند. يكي از روان شناسان به نام جورج كلي، به عنوان نمونه اي از نظريه‌ها به گفتگو پرداخته است.
نظريه جورج كلي به عنوان يك نمونه كه به نظريه سازي‌هاي شخصي معروف است مورد بحث قرار گرفته است.
محور بحث او اين است كه انسان از يك سوي موجود است عقلاني و داراي شناخت و از سوي ديگر موجودي است كه براي تعبير و تفسير رويدادهاي زندگي خود از سازهايي كه خود مي‌سازد استفاده مي‌كند. طبعا چون شيوه‌هاي شناخت افراد با هم متفاوت است تعبير و تفسيرهاي گوناگوني هم از زندگي و جهان اطراف خود دارند.
به طور كلي ديدگاه جورج كلي از ماهيت آدمي بسيار خوش بينانه است. بر مبناي همين خوش‌بيني، يكي يك سيستم ارزيابي شخصيت به وجود آمد كه به آن آزمون فهرست سازه نقش(REP) گفته مي‌شود.
اين آزمون از نظر كاربردي ساده ولي ازنظر تعبير و تفسير پيچيده است. زيرا براي نمره‌گذاري آن روش عيني وجود ندارد و همين امر از دقت آن مي‌كاهد.(كريمي، 1375)

2-1-2-عوامل اصلی پنج گانه شخصیت
پنج عامل اصلی شخصیت عبارتند از: روان نژندی، برونگرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن، مسئولیت پذیری و با وجدان بودن.
2-1-2-1-روان نژندی (نورُز) یا ناسازگاری(نوروتیک)(N)
مؤثرترین قلمرو مقیاس‌های شخصیت تقابل سازگاری یا ثبات عاطفی با ناسازگاری یا روان نژندی است. متخصصین بالینی انواع گوناگونی از ناراحتی‌های عاطفی، چون ترس اجتماعی، افسردگی و خصومت را در افراد تشخیص می‌دهند، اما مطالعات بی شماری نشان می‌دهد، افرادی که مستعد یکی از این وضعیت‌های عاطفی هستند، احتمالاً وضعیت‌های دیگر را نیز تجربه می‌کنند (مک کری و کوستا، 1992)
تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت مجموعه حیطه N را تشکیل می‌دهد. هر چند N چیزی بیشتر از آمادگی برای ناراحتی‌های روانشناختی دارد. شاید عواطف شکننده مانع از سازگاری می‌شود. مردان و زنان با نمره بالا در N، مستعد داشتن عقاید غیر منطقی هستند و کمتر قادر به کنترل تکانش‌های خود بوده و خیلی ضعیف تر از دیگران با استرس کنار می‌آیند.
همچنان‌که اسم این عامل نشان می‌دهد، بیمارانی که به طور سنتی به عنوان نوروتیک تشخیص داده شده‌اند کلاً نمرۀ بالایی در اندازه‌های N به دست می‌آورند (به عنوان مثال آیزنک 1964 به نقل از مک کری و کوستا 1992) اما مقیاس N این پرسشنامه همانند سایر مقیاس هایش یک بعد از شخصیت سالم را اندازه می‌گیرد. نمرات بالا ممکن است نشانه احتمال بالا برای ابتلا به برخی از انواع مشکلات روانپزشکی باشد. اما زیر مقیاس N نباید به عنوان اندازه‌ای برای اختلالات روانی در نظر گرفته شود. ممکن است که به دست آوردن یک نمره بالا در مقیاس N با یک اختلال قابل تشخیص روانی همراه نباشد، از طرفی تمام اختلالات روانی با نمره بالا در N همراه نیست. به عنوان مثال یک فرد ممکن است اختلال شخصیت ضد اجتماعی داشته باشد و نمره بالایی در N کسب نکند. (کوستا و مک کری، 1990)
افرادی که نمرات آنها در N پایین است دارای ثبات عاطفی بوده و معمولاً آرام، معتدل و راحت هستند و قادرند که با موقعیت‌های فشارزا بدون آشفتگی یا هیاهو روبرو شوند.

2-1-2-2-برونگرایی (E)
برونگراها، جامعه‌گرا هستند، اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برونگرایی دارای آن است. علاوه بر آن دوست داشتن مردم، ترجیح گروه‌های بزرگ و گردهمایی‌ها، با جرات بودن، فعال بودن و پرحرف بودن نیز از صفات برونگراها است. آنها برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و متمایلند که بشاش باشند. همچنین سرخوش، با انرژی و خوش بین نیز هستند. مقیاس‌های حیطه E به طور قوی با علاقه به ریسک‌های بزرگ در مشاغل همبسته است (کوستا، مک‌کری و هالند، 1984)
بنابر تعریف جان و سریواستاوا (1999)، برون گرایی بیانگر وجود رویکردی پرانرژی به جهان مادی و اجتماعی در فرد می‌باشد که ویژگی‌هایی چون مردم آمیزی، فعال بودن، قاطعیت و جرات را شامل می‌شود. سازش پذیری نشانگر جهت‌گیری اجتماعی و جامعه پسند در مقابل نگرش خصمانه نسبت به دیگران می‌باشد که ویژگی‌هایی چون نوع دوستی، خوش قلبی، اعتماد و فروتنی را شامل می‌شود.
هر قدر که نشان دادن مشخصات برونگراها آسان است، به همان اندازه نشان داد