هر کسی شخصیتی دارد، شخصیت شما به تعیین محدودیت‌های موفقیت، خوشی و خرسندی در زندگی شما کمک می‌کند. ما درباره‌ی شخصیت صحبت می‌کنیم و اگر بگوییم که شخصیت شما یکی از مهمترین موهبت‌های شماست، ‌گزافه گویی نکرده‌ایم. تمام چیزهایی که انتظار دارید به دست آورید، خواه همسر یا والد خوبی باشید و حتی حالت سلامت عمومی شما می‌تواند تحت تأثیر شخصیت شما و شخصیت افرادی که با آن‌ها تعامل دارید قرار گیرد(شولتز، 2005؛ ترجمه: سید محمدی، 1388).
بي ترديد ميتوان گفت يكي از رايج ترين مفاهيم روان شناسي در ميان همگان شخصيت است. چنانكه با اندكي توجه در صحبت‌هاي روزمره متوجه فراواني كاربرد اين مفهوم مي‌شويم. كاربردهايي كه براساس معاني و تعابير مختلف، گاهی دلالت بر صفات و ويژگي‌هاي بارز افراد، اعم از مثبت معمولي و منفي مي‌نمايند و گاهی نشان‌دهنده مقام و مهارت‌هاي اجتماعي هستند كه نظريه پردازان درباره چگونگي تشكيل و تحول شخصيت و مفاهيم انگيزشي رفتار آدمي دارند(جمالفر، 1373ص121).
روان شناسي شخصيت حوزه بسيار گسترده‌اي است، زيرا شخصيت، خود موضوعي است پيچيده و داراي ابعاد و جنبه‌هاي گوناگون. براي شناخت شخصيت انسان، از دير باز كوششهاي فراواني به عمل آمده كه برخي از آنها غير علمي، خرافاتي، و معدودي ديگر علمي و معتبر است.(شولتز و شولتز، 2005؛ ترجمه: سید محمدی، 1388).
شناخت شخصيت، ويژگيها، چگونگي شكل‌گيري شخصيت، عوامل موثر در ايجاد شخصيت و مسائلي از اين قبيل، از يك جنبه، ارضا حس كنجكاوي، و ميل به حقيقت جويي را در انسان دنبال مي‌كند، زيرا اين شناخت نوعي خود شناسي است. از سوي ديگر اين شناخت و اطلاعات به شخص امكان مي‌دهد كه در ارتباط متقابل با ديگران موضع‌گيري‌هاي مناسب و آگاهانه داشته باشد. مطالعه شخصيت هم از جنبه‌هاي ارضاي حس كنجكاوي و هم از نظر روابط اجتماعي داراي اهمیت است. به عبارت دیگر شخصیت شیوه‌های احساسات، افکار و اعمال افراد در طول زندگیشان را دربر می‌گیرد(چاوز-ایکل ، 2007).
در سال‌های اخیر با توسعه‌ی روش‌های پیچیده‌ی آماری، رویکرد صفت بر مطالعات حوزه‌ی شخصیت تسلط پیدا کرده است. یکی از اولین نظریه‌های صفت، نظریه‌ی آیزنگ است که شخصیت را متشکل از سه بعد برون‌گرایی – درون‌گرایی ، نوروزگرایی – پایداری هیجانی و پسیکوزگرایی – کنترل تکانه در نظر گرفت. بعد‌ها کتل با بهره‌مندی از روش تحلیل عاملی، شانزده عامل را برای شخصیت مطرح کرد. و کاستا و مک کری (1989). شخصیت را متشکل از پنج عامل اصل نوروزگرایی، برونگرایی، تجربه‌پذیری ، سازگاری و مسئولیت‌پذیری عنوان کردند(حق شناس، 1385).
پس به طور کلی شخصيت در روانشناسي به مجموعه ويژگي‌هاي جسمي و رواني، و رفتاري كه هر فرد را از افراد ديگر شخصیت‌ها متمايز مي‌كند اطلاق مي‌شود(كريمي، 1375). اما باید توجه داشت که انسان‌ها در عین آنکه موجوداتی عقلانی هستند، خصایل هیجانی نیز دارند که این ویژگی، آن‌ها را به موجودی هیجانی تبدیل کرده است. سال‌ها در فرهنگ‌های مختلف به واسطه‌ی سنت‌ها و قواعد مرسوم، عمل کردن بر اساس هیجان‌ها مذموم شمرده می‌شد. زیرا در بعضی از فرهنگ‌ها این باور وجود داشت که هیجان منشأ خشونت و مختص حیوانات است و این ویژگی با فرآیندهای عالی تفکر همچون هوش و خلاقیت در تضاد مي‌باشد. اما امروزه روان‌شناسان با طرح مفهوم هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی سعی داشته‌اند این موضوع را روشن کنند که این دو مقوله یعنی هوش و هیجان و یا خلاقیت و هیجان در تقابل با یکدیگر نیستند(آوریل، 2007، به نقل از ایوچوبک ، 2007).
برخي از متخصصان، هوش را توانايي حل مساله مي‌دانند. عده‌اي ديگر، آن را توانايي انطباق و يادگيري بر اساس تجارب روزمره مي‌دانند. عده‌اي نيز معتقدند، در تعريف هوش فقط به جنبه‌هاي شناختي توجه شده است و ساير ابعاد هوش مثل خلاقيت و هوش عملي و ميان فردي ناديده گرفته شده است(سانتراك، 1385).
هوش را توانايي درك و فهم عواطف به منظور ارزيابي افكار و خلق و خو و تنظيم آنها به گونه‌اي كه موجب تعالي و رشد عقلي و عاطفي گردد تعريف كرده‌اند(گلدمن، 1380).
بنابراين توسعه و رشد هوش و خلاقیت يك عنصر كليدي در يادگيري و تدريس محسوب مي‌شود و اگر دانش‌آموزان بتوانند اين ويژگي را كسب كنند، اولين گام را در جهت كنترل و هدايت هيجان‌هاي خودشان برداشته و مي‌توانند موانع تضعيف كننده عملكرد را از بين بردارند(آقايار، شريفي و درآمدي، 1385).
بعضی مطالعات به توصیف ویژگی‌های شخصیتی اختصاص داده شده‌اند که البته نتایج آنها بسیار ضد و نقیض‌اند. مثلاٌ در بسیاری از تحقیقات به رابطه‌ي‌ قوی درون‌گرایی و خلاقیت اشاره شده است(رودس ، 1990). از طرفی در برخی از تحقیقات، درون‌گرایی، به عنوان ویژگی مهم شخصیت‌ خلاق معرفی شده است(مانند دلانس و گایر ، 1970: بارون و هارینگتون ، ‌1980؛ به نقل از آیزنگ، ‌1994).
به نظر مي‌رسد شخصيت افراد مي‌تواند پيش بيني كننده هوش و خلاقیت آنها باشد. از نظر گلمن شخصيت افراد تركيب درستي از عقل و دل است، اما به لحاظ فرهنگي آموخته‌ايم كه به هيجانات خودمان همانند هيجاناتي كه اطلاعات درست ذهن را تعريف مي‌كند اعتماد نكنيم. حتي گاهي واژه هيجان، بيانگر يك شخصيت ضعيف است و به كسي اطلاق مي‌شود كه قادر به كنترل خويش نبوده يا حتي رفتاري كودكانه يا ابلهانه دارد(آقايار و شريفي درآمدي، 1384). مرور پژوهش‌هاي انجام شده، متناسب با اين مباني نظري در پيوند ويژگي‌هاي شخصيت و پیشرفت تحصیلی با هوش به درك بهتر كمك مي‌كند. لذا اهمیت تأثیر پیشرفت تحصیلی در سلامت شخصیت دانش‌آموزان به حدی است که برخی از متخصصان آن را حداقل تا نیمه دوم دوره نوجوانی معیار اساسی برای تشخیص عملکرد سالم دانسته‌اند(سیف، ۱۳۶۳).
مطالعات نشان داده‌اند که شیوه‌ی افراد برای ابراز توانایی‌های شناختی از جمله هوش و خلاقیت به شخصیت آن‌ها بستگی دارد(اتکینسون، 1996؛ ترجمه: ‌براهنی، 1383).
خلاقیت هیجانی توانایی تجربه و بیان بدیع، ‌موثر و اصیل ترکیبی از هیجانات است(آوریل و توماس نولز ، 1991). و هوش هیجانی بر حسب الگوی مهارت مدار، به عنوان توانایی ادراک درست هیجانات ، استفاده از هیجانات در آسان‌سازی تفکر، ‌درک هیجانات و تنظیم هیجانات در خود و دیگران در نظر گرفته شده است(سالووی و مایر ، ‌1997).
لذا به نظر می‌رسد طبق نظر آوریل(1999). رابطه‌ی هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی با رابطه‌ی بین هوش شناختی و خلاقیت منطبق است. پژوهش‌های تجربی از این فرض حمایت می‌کند،: که هوش شناختی و خلاقیت، ‌سازه‌های مجزایی هستند(استرنبرگ و اوهارا ، 1999). و توجه به هوش هیجانی و خلاقیت نقش مهمی در تعلیم و تربیت دارد. و بایستی به معلمان خاطر نشان کرد که رفتار خلاق و عوامل درونی و بیرونی مرتبط با آن رفتار را می‌توان تغییر داد و در بهبود آن تلاش کرد. بار-آن(1999). لذا شناخت خصوصیات افراد خلاق و ویژگی‌های شخصیتی آنها امری ضروری است.
بدین ترتیب این فرض قوت می‌گیرد که آیا رابطه‌ي بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی نیز به همین صورت است؟ و آيا بین ویژگی‌های شخصیت دانش‌آموزان با خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد؟

1-3- اهميت و ضرورت پژوهش
این واقعیت که افراد از نظر استعداد، توانایی، خلاقیت و دیگر ویژگیهای شخصیتی تفاوت دارند و این تفاوتها را می‌توان اندازه‌گیری کرد، احتمالاً از‌ ابتدای‌ تاریخ مکتوب زندگی انسان مورد توجه بوده اما مطالعه علمی در مورد هوش و تواناییهای ذهنی در ابتدای قرن بیستم آغاز شده است. مفهوم خلاقیت نیز که مورد توجه‌ روانشناسان‌ قرار‌ گرفته با مفهوم هوش رابطه‌ دارد‌. لذا در روانشناسی شناختی و خبرپردازی، رابطه هوش با یادگیری، تفکر، حل مسئله و دیگر فرآیندهای شناختی مورد‌ مطالعه قرار می‌گیرد. از طرفی خلاقیت، استعداد و قابلیت انسان در تولید اثرهای ابتکاری، نوآورانه و سودبخش است(استرنبرگ و لوبارت ، 1999). از نظر والاچ و کوگان ، ‌با‌ انجام‌ دادن پژوهش درباره گروهی از دانش‌آموزان، آنان را بر اساس نمره‌های هوش و خلاقیت می‌توان مورد سنجش قرار داد و مطالعه رفتار و عملکرد تحصیلی این دانش‌آموزان را بررسی نمود، تا بر اساس نوآوری و اندیشه‌های جدید، میزان بهره هوشی دانش‌آموزان را در جهت رشد خلاقیت آنان و در راستای پیشرفت و رشد اطلاعات و دانش مورد محاسبه و سنجش قرار داد. از طرفی عوامل تاثیر گذار گوناگون در رشد و خلاقیت آنان در تحقیقات آتی تاثیر گذار است.
پس اجراي اين نوع تحقيقات از اهميت فزاينده‌اي برخوردار است، زيرا كه پيگيري واضحتري از سازه‌هاي روان‌شناختي را ارائه مي‌دهد و مي‌توان به شناسائي روابط بين متغيرها، طبقه‌بندي متغيرها، طبقه‌بندي روابط كميت‌گرايي و در نهايت كسب اهميت حياتي برخوردار در این پژوهش بر اساس اندیشه‌های افراد پی برد. چرا که پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و شناسایی رشد آنان چه به صورت فردی و چه تيم‌هاي شخصيتي متفاوت، براي شناسايي در مراحل زماني و مكاني تحقيق بسیار حائز اهمیت و ضروری به نظر می‌رسد تا پژوهشگران، نویسندگان و صاحب نظران امر، ارتباط بین متغیرهای مورد بررسی را به نحو شایسته و علمی تعیین نموده و راهکارهای مدونی در جهت رشد و بالندگی علمی ایران اسلامی، بر مبنای دانش روز، به شکلی نوآورانه، خلاقانه و رشد یافته تدوین گردد تا شناخت ویژگی‌های شخصیتی علم آموزان، موجب تسهیل در رشد خلاقیت آنان شود. اما توسعه و غنای پژوهندگی و پيشرفت علمی-تحصيلي كه از بهترين شاخه‌هاي ذوق و بالندگی افراد در جامعه است، در صورتی ذوق، استعداد و مهارت رشد یافته افراد را شکوفا می‌کند که بین پژوهش و پیشرفت، هوش و تفکر، خلاقیت و نوآوری ارتباط نزدیک و تنگاتنگ باشد.
لذا اهمیت موارد ذکر شده و ضرورت پرداختن به این پژوهش عبارت است از:
1. نتايج حاصله برای پژوهشگران و صاحب‌نظران، نقش مهمي در شناسایی و برنامه‌ريزي شخصیت روان‌شناختی دانش‌آموزان خواهد داشت.
2. يافته‌هاي بدست آمده از این پژوهش، مدیران و دست‌اندرکاران حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالی را قادر می سازد تا با شناخت بهره هوشی، نوآوری، تفکر خلاق، رشد و توسعه خلاقیت، مهارت رشد یافته، توانایی‌های ذهنی و اندیشه‌های نوآورانه دانش‌آموزان، در صدد انجام راهکارهای ملی و کشوری و ایجاد بسترهای زیربنایی و برنامه‌ریزی‌های مهم بلندمدت در حوزه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری باشند و زمینه توجه به این امر مهم و ضروری، پدید آید.
لذا يكي از راه‌هاي افزايش كارايي و بهره‌وري در نظام آموزشی، شناخت و تمرکز بر شیوه یادگیری، مطالعه، پرورش استعداد و استعدادیابی دانش‌آموزان است، که با نگاه علمی و دقیق به خلاقیت و هوش فرد، می‌توان از طريق پرورش هوش هيجاني و باروری خلاقیت هیجانی با توجه و تطبیق در روان‌شناختی شخصیت در آنان، این مسئله را مورد بررسی و تعمق قرار داد.
در سازمان‌هاي آموزشی، پرورشی، مشاوره‌ای، روانشناسی و روان درمانی ايران كمتر به اين مسائل پرداخته شده است، در حالي كه در ساير كشورها توجه و ارتباط مسائل مربوط به دانش‌آموزان در مسئله یادگیری و استعدادیابی که با موضوع خلاقیت هیجانی و هوش هيجاني در شخصیت آنان عجین شده و با توجه به جديد بودن این مبحث، مورد تحقيقات بسياري قرار گرفته است. انشاءالله در ایران اسلامی نیز با دقت و نگرش علمی، این مسئله مهم و ضروری پیگیری و عملیاتی شده و در حد یک پژوهش تئوری باقی نماند.

1-4- اهداف پژوهش:
1-4-1- هدف اصلي:
هدف اصلي پژوهش حاضر اين است كه ابتدا به شناخت ویژگی‌های شخصیتی دانش‌آموزان بپردازد و سپس با متغیرهای خلاقیت هیجانی و هوش هيجاني، مؤلفه‌هاي آن را مورد بررسي قرار داده و رابطه اين دو را بررسي نمايد.

1-4-2- اهداف فرعي:
1- بررسی رابطه بین ویژگی‌های شخصیتی و هوش هیجانی دانش‌آموزان.
2- بررسی رابطه بین ویژگی‌های شخصیتی و خلاقیت هیجانی دانش‌آموزان
3- بررسی رابطه بین خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی دانش‌آموزان.

1-5- فرضيه‌هاي پژوهش
1-5-1- فرضيه اصلي
به نظر می‌رسد بين ویژگی‌های شخصیتی با خلاقیت هيجاني و هوش هیجانی دانش آموزان رابطه وجود دارد.
1-5-2- فرضيه‌هاي فرعي
1- بین ویژگی‌های شخصیتی و هوش هیجانی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.
2- بین ویژگی‌های شخصیتی و خلاقیت هیجانی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.
3- بین خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

1-6-متغيرها و تعاريف آن‌ها
الف) متغير مستقل(متغير پيش بين):
در اين پژوهش متغير مستقل عبارتست از «ویژگی‌های شخصیتی دانش آموزان».
ب) متغير وابسته(ملاك):
در اين پژوهش متغير وابسته عبارتست از« هوش هيجاني و خلاقیت هیجانی دانش آموزان» مي‌باشد.
ج) متغير تعديل كننده:
در اين پژوهش معدل متغير تعديل كننده مي‌باشد.
د). متغير كنترل:
در اين پژوهش سن و مقطع آموزشي كه مقطع راهنمایی و متوسطه انتخاب شد، به عنوان متغير كنترل بشمار مي‌آيد.

1-7- تعاريف اصطلاحات
1-7-1- تعاريف تئوريك
1-هوش هیجانی: در اين پژوهش منظور از هوش هيجاني مؤلفه‌هاي آن مي‌باشد كه شامل:
– خود انگيزي : به معناي جهت دادن و هدايت عواطف و هيجان‌ها به سمت و سوي هدف،
خويشتن داري هيجاني و به تأخير انداختن خواسته‌ها و بازداري تلاش هاست
– خودآگاهي : به معناي آگاهي از خويشتن خويش، توان خودنگري و تشخيص دادن
احساس‌هاي خود به همان گونه‌اي است كه وجود دارد.
– اداره هيجان ها : به معناي اداره يا كنترل هيجان‌ها، كنترل احساسات به روش مطلوب و تشخيص منشاء اين احساسات و يافتن راه‌هاي اداره و كنترل ترس‌ها و هيجان‌ها و عصبانيت‌ها و امثال آن
– تنظيم روابط : به معناي اداره هيجان‌هاي ديگران و برخورداري از كفايت‌هاي اجتماعي
و مهارت‌هاي اجتماعي. (ناسار، 1386).
در یک پژوهش تصميم گيري و سه سبك آن(سبك آمرانه، سبك مشورتي و سبك مشاركتي).
با استفاده از پرسشنامه‌ي تجديد نظر شده ي اديبي سده(1378) مورد آزمون قرار گرفته و نمره‌اي كه هر يك از مديران از پرسشنامه مذكور بدست آورده‌اند بيانگر سبك نمابر تصميم گيري آنان مي‌باشد.

2-خلاقیت هیجانی:
خلاقیت حالتی ذهنی است که به تمام کارهای هوشمندانه انسان وحدت می‌بخشد ( آوریل، 2005 ). دراین تعریف، خلاقیت فعالیتی تخیلی است که منجر به نتایج ابتکاری و ارزشمند می‌شود. آوریل و نانلی (1992) خلاقیت هیجانی را ابراز خود به روشی جدید که بر اساس آن خطوط فکری فرد بسط یافته و روابط میان فردی او افزایش می‌یابد تعریف کرده اند.
ویژگی‌های شخصیتی: در تعریفی شخصیت شیوه‌های احساسات، افکار و اعمال افراد که در طول زندگیشان را دربر می‌گیرد(چاوز- ایکل ، 2007).
همچنین در تعریفی آمده است: شخصيت در روانشناسي به مجموعه ويژگيهاي جسمي و رواني، و رفتاري كه هر فرد را از افراد ديگر متمايز مي‌كند اطلاق مي‌شود.(كريمي،1375)

1-7-2- تعاريف عملياتي
1-هوش هيجاني:
سازه‌اي است كه از آزمون هوش هيجاني تراویس برادبری و جین گریوز كه بر اساس نظريه گلمن در سال 1996 تدوين شده است به دست مي‌آيد.
خود مدیریتی: نمره‌اي است كه آزمودني در پاسخ به سوالات(1، 9، 15، 20، 21، 26) پرسشنامه هوش هيجاني گلمن به دست مي‌آورد.
خود آگاهي: نمره‌اي است كه آزمودني در پاسخ به سوالات(10،12، 14، 24، 27، 6) پرسشنامه هوش هيجاني گلمن به دست مي‌آورد.
مدیريت رابطه: نمره‌اي است كه آزمودني در پاسخ به سوالات(23، 2، 5، 11، 16، 18 ) پرسشنامه هوش هيجاني گلمن به دست مي‌آورد..
هوشياري اجتماعي: نمره‌اي است كه آزمودني در پاسخ به سوالات(3، 4، 17، 22، 25، 28) پرسشنامه هوش هيجاني گلمن به دست مي‌آورد.

2- خلاقیت هیجانی:
سازه‌اي است كه از پاسخ به پرسش نامه خلاقیت هیجانی به دست مي‌آيد. که توسط آوریل و توماس نولز (b 1999، a1999) تهیه شده است این پرسشنامه 30 سؤال دارد و 4 بعد صداقت(4 سؤال)، بداعت(14 سؤال)، اثربخشی(5 سؤال) و آمادگی(7 سؤال) را اندازه گیری می‌کند (آوریل، 2005).

4- ویژگی‌های شخصیتی:
سازه‌اي است که ویژگی‏های شخصیتی افراد از پرسشنامه پنج عاملی NEO-FFI (مک کری و کوستا، 1992) که پرسشنامه‏ای 60 سؤالی است بهره‏گیری می‌شود، به دست مي‌آيد.

فصل دوم

ادبیات و مبانی نظری پژوهش


2-1-مقدمه
براي ساليان متمادي توجه به سلامت شخصیت افراد بيش از هر چیز در سلامت رواني حائز اهميت بوده است و هنوز هم پرداختن به مقوله شخصیت چنين است. به اعتقاد كارشناسان هم اكنون نشانه‌هاي صريحي از افسردگي، عواطف منفي و روان رنجوري در بعضي از مراكز صنعتي به چشم مي‌خورد كه پيامدهايي نظير پائين آمدن سن خودكشي، افزايش طلاق و بزهكاري، ترك كار و بسياري از مشكلات روحي-اجتماعي در برداشته، بطوري‌كه گويا ویژگی‌های سالم شخصیتی از محيط كار و زندگی و جوامع، رخت بربسته است و فرسودگي جانشين آن شده است.
از سوي ديگر، هوش و خلاقیت هيجاني يك اصطلاح فراگير است كه مجموعه گسترده‌اي از مهارت‌ها و خصوصيات فردي را دربر مي‌گيرد و معمولاً به مهارت‌هاي بين فردي و درون فردي اطلاق مي‌گردد كه فراتر از حوزه‌هاي مشخصي از دانش‌هاي پيشين، بهره هوشي و مهارت‌هاي فني يا حرفه‌اي و توانایی و خلاقیت افراد مي‌باشد (خائف الهي و دوستار، 1382: 53) و تاثير به سزايي بر رشد و شكوفايي فردي برجاي مي‌گذارد. هوش و خلاقیت هيجاني بر درك عواطف و احساسات ما و ديگران تمركز دارد و از اين طريق زندگي‌هايمان را تحت الشعاع قرار مي‌دهد.
برخي محققين معتقدند كه افراد دارای هوش هيجاني، باورها و